بند دوم : آثار حقوقی مترتب بر زناشوئی در نفقه از لحاظ حقوقی56
بند سوم : آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در نفقه از لحاظ کیفری( ترک انفاق )57
بند چهارم : نفق? ایام عده58
بند پنجم: نفق? زوج? منقطعه60
گفتار سوم : اجرت المثل61
بند اول : تعریف اجرت المثل و شرایط استحقاق آن61
بند دوم : آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در اجرت المثل65
گفتار چهارم : نحله66
بند اول : تعریف نحله و شرایط استحقاق آن66
بند دوم : آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در نحله68
گفتار پنجم : شرط تنصیف68
بند اول : مفهوم شرط تنصیف و شرایط آن69
بند دوم : آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در شرط تنصیف70

فصل سوم: آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در بحث انحلال نکاح72
مبحث اول : طلاق73
گفتار اول : مفهوم طلاق و آثار مترتب بر زناشوئی در شرایط طلاق73
بند اول : مفهوم طلاق73
بند دوم : شرایط صحت طلاق74
گفتار دوم : آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در انواع طلاق77
بند اول : طلاق بائن77
بند دوم : طلاق رجعی79
بند سوم : طلاق خلع80
بند چهارم : طلاق مبارات81
گفتار سوم : آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در عده طلاق81
گفتار چهارم: آثار حقوقی مترتب بر زناشوئی در عد? وطی به شبهه83
مبحث دوم : فسخ نکاح83
گفتار اول : تعریف و موارد درخواست فسخ نکاح84
بند اول : تعریف فسخ نکاح84
بند دوم : موارد درخواست فسخ نکاح84
گفتار دوم : آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در فسخ نکاح85
بند اول : فسخ نکاح ناشی از عیوب مرد86
بند دوم : فسخ نکاح ناشی از عیوب زن88
بند سوم :جنون هر یک از زوجین89
بند چهارم : فسخ نکاح ناشی از تخلف شرط موضوع ماد? 1128 قانون مدنی90
بند پنجم : بررسی فقهی مطالب? مهر در فسخ نکاحی که در آن نزدیکی صورت گر فته است92
بند ششم: آثار حقوقی مترتب بر زناشوئی در عد? فسخ نکاح93
مبحث سوم : فوت94
گفتار اول : آثار حقوقی مترتب بر زناشوئی در فوت زوجین94
گفتار دوم : آثار حقوقی مترتب بر زناشوئی در عد? وفات94
مبحث چهارم : بذل مدت در نکاح متعه95
گفتار اول : مفهوم بذل مدت95
گفتار دوم : آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در بذل مدت و وضعیت عده96
فصل چهارم : آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در بحث اولاد و ارث98
مبحث اول : اثبات نسب و آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در آن99
گفتار اول : نسب و انواع آن99
بند اول : تعریف نسب99
بند دوم : انواع نسب99
گفتاردوم : قاعد? فراش و آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در این قاعده103
بند اول : تعریف قاعد? فراش و شرایط اجرای این قاعده103
بند دوم : آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در قاعد? فراش104
بند سوم : اجرای قاعد? فراش در مورد شبهه و آثارحقوقی زناشوئی بر آن110
بند چهارم : اجرای قاعد? فراش در تلقیح مصنوعی116
مبحث دوم : دعوی نفی ولد و آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در این دعوی122
گفتار اول : دعوی نفی ولد و شرایط آن123
بند اول : مفهوم نفی ولد123
بند دوم : شرایط طرح دعوا125
گفتار دوم : آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در دعوی نفی ولد126
مبحث سوم : آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در ارث126
گفتار اول : آثار حقوقی مترتب بر زناشوئی در ارث زوجین126
گفتار دوم : آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در ارث اولاد126
بند اول : اولاد مشروع127
بند دوم : اولاد نامشروع127
بند سوم : فرزند خوانده128
بند چهارم : طفل ناشی از تلقیح مصنوعی129
نتیجه گیری130
پیشنهادات:134
منابع:136
چکیده :
در یک جامعه، خانواده، کوچکترین نهاد اجتماعی بوده که از پیوند میان یک مرد و یک زن، بوجود می آید. در اسلام، برقراری روابط جنسی، صرفا ًدر قالب خانواده، مشروع دانسته شده، از این رو، آثار این روابط، بیشتر در این نهاد، نمود می یابد. لیکن، بر روابط جنسی خارج از بحث ازدواج از قبیل زنا نیز، آثاری تحمیل شده است.
دخول، آثاری نظیر ایجاد حرمت در نکاح، استقرار کامل مهریه بر عهد? زوج، وجوب پرداخت نفقه از ناحی? زوج، اسقاط حق فسخ، تعیین نوع طلاق، لزوم نگاهداری عده یا عدم آن، تعیین مدت زمانی که زوجه باید عده نگاه دارد، اثبات نسب، اجرای قاعد? فراش و آثاری از این قبیل را ایجاد می نماید.
در این پایان نامه، به بررسی آثار حقوقی مترتب بر روابط زناشوئی می پردازیم و مسائل مربوط به انعقاد عقد نکاح، مهریه، نفقه، انحلال نکاح و اولاد، مورد بررسی قرار می گیرد.
واژگان کلیدی :
روابط زناشوئی، خانواده، مهریه، طلاق، نکاح، تمکین
مقدمه :
الف – طرح موضوع :
نکاح رابطه ایست حقوقی و در عین حال عاطفی، که بوسیل? عقد، بین زن و مرد، برقرار می گردد و به آنها، حق می دهد که با یکدیگر زندگی نموده و صاحب فرزند شوند. اثر بارز این رابطه، حق تمتع جنسی زن و شوهر از یکدیگر است. بنابراین، آن چنان که مشاهده می شود، مهمترین موضوع و رابطه ای که در یک عقد نکاح، بین طرفین ایجاد می شود، امکان برقراری نزدیکی می باشد. از این رو، با توجه به اینکه، با وقوع نزدیکی، آثار و احکام خاصی در روابط زوجین، حاکم می شود، در این پایان نامه، به بررسی زناشوئی و آثارحقوقی مترتب بر آن در روابط زوجین، خواهیم پرداخت. در این پایان نامه، به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت که آیا برقراری روابط زناشوئی، مسبب ایجاد حرمت در نکاح می شود و اگر جواب مثبت است، چه نوع محدودیتی بوجود می آورد؟ همچنین تأثیر زناشوئی بر مهریه و انواع آن چیست؟ آیا در فسخ نکاح، برقراری روابط زناشوئی بین زوجین، تأثیری در روابط طرفین و مهری? زوجه می نهد یا نه؟ آیا نوع طلاق، بسته به برقراری روابط زناشوئی، تغییر می یابد یا خیر؟ آیا قانون، از تمام روابط زناشوئی حمایت می نماید و آثار و احکام خود را بر آنها مترتب می داند و یا اینکه تنها رابطه زناشوئی، دارای آثار مقرر در قانون می باشد که طی عقد نکاح صحیح شرعی و قانونی، برقرار شده باشد؟ آیا فرزندی که به سرپرستی گرفته می شود، به جهت آنکه از روابط جنسی آن زن و مرد، متولد نشده است، تحت حمایت قانون قرار دارد یا خیر؟ و در نهایت تکلیف فرزندی که از راه تلقیح مصنوعی بوجود آمده است، چیست ؟ در این پایان نامه، به بررسی این موارد خواهیم پرداخت.
ب- پرسش های تحقیق :
در این پایان نامه به سئوالات ذیل، جواب داده می شود؟
1 – آیا قانون، از کلی? روابط جنسی بین زن و مرد، حمایت می نماید و آثار خود را بر آنها بار می نماید ؟
2 – آیا وقوع نزدیکی بین زوجین، در نوع مهری? زوجه و استحقاق وی تأثیر می گذارد یا خیر؟
3 – آیا فرزندخوانده، از لحاظ اصول حاکم بر روابط زناشوئی زوجین، فرزند آن زن و مرد تلقی می شود یا خیر؟
ج- فرضیه های تحقیق :
1 – قانون و شارع مقدس اسلام، تنها از روابط شرعی زناشوئی و روابطی که در اصطلاح به آنها، وطی به شبهه می گویند، حمایت می نماید و فرزند ناشی از زنا، به زانی ملحق نمی شود. اما در خصوص حرمت نکاح ، قرابت حاصل از زنا نیز سبب ایجاد ممنوعیت می شود .
2 – وقوع نزدیکی، تأثیر بسیار زیادی در مهری? زوجه خواهد داشت. در صورتیکه مهریه، بین طرفین، تعیین و صحیح باشد، وقوع نزدیکی سبب استقرار کل مهر در ذم? شوهر می شود. در صورتیکه بین زوجین، مهریه تعیین نشود یا مهر به هر دلیلی، باطل باشد، برای زوجه، مهرالمثل تعیین می شود و تعیین مهرالمثل، تنها در صورتی امکان پذیر است که بین زوجین، نزدیکی، واقع شود. به عبارت دیگر، در صورتیکه مهریه تعیین نشده یا مهرالمسمی، به هر دلیلی، باطل باشد، چنانچه، زوج، زوجه را طلاق دهد، تنها در صورت نزدیکی، به زن مهرالمثل تعلق میگیرد.
3 – فرزند خوانده، مطابق حقوق اسلامی، به جهت عدم وقوع رابط? زناشوئی بین زن و مرد و به جهت آنکه، طفل ناشی از این رابطه نمی باشد، ملحق به پدر و مادر نمی شود و فقط مطابق قانون مربوط به سرپرستی، در سرپرستی و حمایت ایشان قرار می گیرد، لیکن از ارث محروم است و در قانون، موانع نکاح برای او پیش بینی نشده است.
اهداف تحقیق :
در این تحقیق، سعی بر آن گردیده که با توجه به منابع فقهی و نظرات حقوقدانان برجست? ایرانی، تأثیر روابط زناشوئی بر جنبه های مختلف زندگی اشخاص، مورد بررسی قرار گیرد و نکات مبهم و سکوت قانونگذار، که مجالی برای تفسیرات متعدد و اختلاف نظر و سلیقه گرائی می شود ، روشن و شفاف گردیده و با ارائ? راه حل مناسب، سکوت قانونی، به نوعی، برطرف گردد.
ضرورت تحقیق :
اکثر مشکلات مطروحه فی مابین زوجین، در خصوص مسائل جنسی و آثار حقوقی مترتب بر آن می باشد و در آمار دلایل طلاق، این موضوع، نقش بارزی را ایفا می نماید. از این رو بررسی آثار حقوقی مترتب بر روابط زناشوئی و رفع ابهامات موجود و تدوین قوانین جامع و مانع، می تواند تأثیر بسزائی در کاهش حجم پرونده های قضائی داشته باشد.
روش تحقیق :
در این پایان نامه، ابتداء با استفاده از منابع موجود در کتابخانه ها، مطالب لازم جمع آوری شده، سپس مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند و نتیجه گیری لازم به عمل می آید. لذا روش تحقیق، روش توصیفی – تحلیلی می باشد.
سازماندهی تحقیق :
در این پایان نامه مطالب به 4 فصل تقسیم شده است. در فصل اول، همانند روی? کلی نگارش پایان نامه، به کلیات و مفاهیم پرد اخته شد. در این فصل، مفهوم زناشوئی و مفاهیم مشابه، مورد بررسی قرار گرفت. در فصل دوم به بررسی آثار زناشوئی در عقد نکاح پرداخته شد. این فصل به 3 مبحث تقسیم گردید. در مبحث اول، به بررسی تأثیر زناشوئی در موانع نکاح پرداختیم و مبحث دوم را اختصاص به ازدواج دختر باکره و تأثیر روابط زناشوئی بر اجاز? ولی دختر، داده ایم و مبحث سوم، به بررسی روابط زناشوئی و تأثیر آنها در روابط مالی زوجین نظیر؛ مهریه، نفقه، اجر المثل، نحله و شرط تنصیف، اختصاص داده شد. در فصل سوم، تأثیر روابط زناشوئی بر انحلال نکاح مورد بررسی قرار می گیرد و این فصل به 4 مبحث طلاق، فسخ نکاح، فوت و بذل مدت در نکاح، تقسیم می شود و در هر کدام از این مباحث، به بررسی تأثیر برقراری روابط زناشوئی بر احکام آن نوع از انحلال، پرداخته شده است. فصل چهارم اختصاص به تأثیر روابط زناشوئی بر وضعیت اولاد و ارث دارد. این فصل به سه مبحث تقسیم که در مورد اجرای قاعد? فراش، نسب، دعوی نفی ولد و ارث ، به تفصیل در آن بحث و گفتگو گردیده است.
فصل اول
کلیات
بر مبنای آنچه که روال معمول در نگارش پایان نامه می باشد، فصل اول، به بیان کلیات و مفاهیم، اختصاص دارد تا خواننده، با ذهنی باز و روشن از آنچه که نگارنده درصدد بیان آن است، وارد مفاهیم ماهوی نوشته شود. این پایان نامه نیز از این قاعده، مستثنی نخواهد بود. سه مبحث در فصل اول، مورد بررسی خواهند بود. در فصل اول، مفهوم زناشوئی در لغت و حقوق مورد بررسی قرار خواهد گرفت و در مبحث دوم، به بیان مفاهیم مشابه همچون نزدیکی، وطی، جماع، زنا و روابط مادون زنا، نزدیکی یا وطی به شبهه و تمکین خواهیم پرداخت و در مبحث آخر به بررسی دیدگاههای ادیان مختلف و دانشمندان در خصوص برقراری روابط جنسی می پردازیم.
مبحث اول : مفهوم زناشوئی
این اصطلاح، از جمله اصطلاحاتی است که مفهوم آن در لغت با مفهوم آن در فقه و حقوق، چندان متفاوت نبوده و تنها در سخن صاحبنظران، تفاوت های اندکی به چشم می خورد. اما آنچه که مسلم به نظر می رسد، از واژ? زناشوئی، در ذهن هم? شنوندگان، یک مفهوم، در ابتدای امر، به ذهن متبادر می گردد و آن، روابط جنسی فی مابین زوجین دریک عقد نکاح می باشد. اما آنچه که مسلم است، مفهوم زناشوئی در عرف عام? مردم، به روابط صحیح شرعی و قانونی یک زوج گفته می شود، در حالیکه این مفهوم در حقوق، می تواند شامل روابط نامشروع فی مابین یک زن و مرد غریبه نیزباشد. بنابراین طی دو گفتار ذیل، به بیان این مفاهیم خواهیم پرداخت.

گفتار اول : مفهوم زناشوئی در لغت
زناشوئی در لغت به معنای زن و شوهری، زن گرفتن مرد، شوهر کردن زن و ازدواج آمده است. 1
گفتار دوم : مفهوم زناشوئی در حقوق
مفهوم زناشوئی در علم حقوق، با مفهوم لغوی این واژه، کاملا ً متفاوت می باشد . البته منظور از زناشوئی در معنای عام ، رابط? جنسی بین زن و مرد می باشد که می تواند در قالب عقد نکاح دائم یا منقطع، زنا و نزدیکی به شبهه، واقع شود و عبارت است از نزدیکی میان زن و مرد به نحویکه آلت مرد به قدر حشفه در دبر یا قبل زن، داخل شود که این تعریف در کتب هیچ یک از حقوقدانان حقوق مدنی نیامده، و مفهوم زناشویی در حقوق نمی باشد.
لیکن مفهوم زناشوئی در حقوق ( مفهوم خاص) ، شامل روابط جنسی مشروع میان زن و شوهر می باشد. زیرا قانون مدنی و شرع مقدس اسلام، صرفا ً بر این نوع روابط، عنوان رابط? زناشوئی بار نموده و سایر روابط را از این شمول، خارج نموده است. معنای تحت اللفظی این واژه نیز مؤید همین استدلال می باشد ، چرا که این واژه از دو کلم? زن و شوئی تشکیل شده که در فرهنگ لغت به زن و شوهر، معرفی شده اند .
مبحث دوم : زناشوئی و مفاهیم مشابه
رابط? زناشوئی به جهت آثار خاصی که دارد، باید از مفاهیم مشابهی که دارای آثار ویژه و خاص خود می باشند، متمایز گردد. از این رو در این مبحث به بررسی مفاهیم مشابه که در قانون و شرع در رابطه با مسائل جنسی، مطرح می گردد، خواهیم پرداخت.
گفتار اول : نزدیکی
نزدیکی یا همان مقاربت2، در نکاح، عبارت است از دخول مقدار حشفه از آلت تناسلی مرد در آلت تناسلی زن. 3
گفتار دوم : وطی
وطی ادخال حشفه در دبر یا قبل است4 و انواع مختلف دارد: وطی به حرام، وطی به زنا، وطی به شبهه و وطی به نکاح.
وطی به حرام، هر وطی ممنوع شرعی را گویند، خواه علق? زوجیت وجود داشته باشد یا نه، مثلا ً وطی در حال حیض وطی به حرام است.5
گفتار سوم : جماع
جماع به همان معنی نزدیکی است که بیشتر در کتب فقها، از آن استفاده می شود .
گفتار چهارم : زنا و روابط مادون زنا
زنا، رابط? نامشروع بین زن و مردی است که به حرمت کار خود آگاهند و دانسته به قوانین تجاوز می کنند. 6زنا ، جماع غیر مشروع است، خواه در آلت تناسلی باشد، خواه نه. برای تحقق زنا، علاوه بر عنصر عدم مشروعیت مواقعه و عمد، شرط است که زانی بالغ باشد، اگر چه طرف او نابالغ باشد و شرط است که زانیه بالغه باشد، اگر چه طرف او نابالغ باشد و زانی عاقل باشد ولو اینکه طرف عاقله نباشد و زانیه، عاقل باشد، اگر چه طرف، عاقل نباشد و شرط است که دخول، لااقل به قدر حشفه باشد. همچنین گفته شده است که علم به جرم بودن زنا، شرط تحقق این جرم است. 7
گفتار پنجم : نزدیکی یا وطی به شبهه
هر گاه مردی با زنی نزدیکی نماید، به تصوّر اینکه بین آنان، رابط? زوجیّت وجود دارد لیکن در واقع رابطه ای وجود نداشته است، این عمل را نزدیکی به شبهه یا وطی به شبهه و فرزند ناشی از این نزدیکی را ولد شبهه و نسب چنین فرزندی را نسب ناشی از شبهه می نامند.8
در تعریف وطی به شبهه چنین گفته شده است : “وطی به شبهه یا نزدیکی به شبهه از عناصر ذیل تشکیل می شود:
الف – مواقع? مرد با زن به طور طبیعی باشد.
ب – مواقعه، به استناد سبب قانونی ( عقد نکاح) صورت گیرد.
ج- فاعل مواقعه، استحقاق مواقعه را در واقع نداشته باشد ولی خود را مستحق بداند، یعنی مجاز در مواقعه تصور کند، به علت جهل به موضوع یا حکم.
د – عذر جهل فاعل مواقعه به حقیقت حال( یعنی عدم استحقاق خویش)، شرعا ً مسموع باشد، مانند ازدواج با کافره بدون اطلاع از کفر او یا یکی از محارم رضاعی در مورد شبه? غیر محصور فرقی نمی کند که شبهه حکمی باشد یا موضوعی و اشتباه از طرف زن باشد یا مرد.
ه – خواب و جنون و مستی در حکم جهل به استحقاق مواقعه است و مواقعه در این حالات، مصداق وطی به
شبهه است. وطی به شبهه در مقابل وطی به نکاح صحیح و وطی به زنا استعمال می شود. “9
نزدیکی یا وطی به شبهه، رابطه ایست نامشروع، که به گمان زن یا مرد و یا هر دو آنها، مشروع است. به عبارت دیگر، زن و مرد به سبب جهل به قانون یا اشتباه در هویت طرف خود، رابط? نامشروعی با یکدیگر برقرار می نمایند که به اعتقاد و ظن خودشان، مشروع و حلال است10. به عنوان مثال، مردی که از میزان عد? یک مطلق? رجعیه مطلع نمی باشد، در مدت عده، به گمان آنکه زن از قید زوجیت رها شده است، با او نزدیکی می نماید.
نزدیکی به شبهه، بسته به اینکه زن یا مرد، نسبت به چه امری جهل دارند، به دو شبه? حکمی و موضوعی تقسیم می شود.
در شبه? حکمی، شبهه در حکم وضع شده در قانون است. در این نوع شبهه، فرد بر اثر جهل به قانون، با شخصی که می پندارد همسرش است، نزدیکی می نماید، در حالیکه مطابق قانون و شرع، نمی تواند با او ازدواج نماید.11 مثالی که در پاراگراف بالا بیان شده است، از جمله شبهات حکمی است.
در مقابل،در شبه? موضوعی، اشتباه در موضوع یک حکم باعث اشتباه فرد می شود. به عنوان مثال، شخص می داند که ازدواج با محارم رضاعی، حرام است، اما ندانسته با زنی ازدواج می نماید که از محارم رضاعی اوست و یا اینکه مردی به تصور اینکه این زن، همسر خودش است، با او نزدیکی نماید و بعد متوجه شود اشتباه کرده است. 12
تقسیم بندی دیگری نیز در وطی به شبهه، ارائه شده است: شبهه در عقد و شبهه در وطی.
شبهه در عقد ، بدان معناست که عقد نکاحی، بر اثر اشتباه، منعقد می شود و سپس نزدیکی واقع می گردد. اما شبهه در وطی، بدان معناست که بدون آنکه عقدی در بین باشد، نزدیکی بین زن و مرد به اشتباه، انجام شود. به عنوان مثال، فردی نابینا، با تصور اینکه با زن خویش، نزدیکی می نماید، همبستر شود، در حالیکه اشتباه می نموده است.
قانون گذار در هر دو فرض، طفل حاصل از این نزدیکی را دارای نسب مشروع می داند.13 ماد? 1166 قانون مدنی در این خصوص چنین مقرر می دارد : ” هر گاه بواسط? وجود مانعی، نکاح بین ابوین طفل، باطل باشد، نسب طفل، به هر یک از ابوین که جاهل بر وجود مانع بوده، مشروع و نسبت به دیگری،نامشروع خواهد بود. در صورت جهل هر دو، طفل نسبت به هر دو مشروع است “.
در کنار این موارد، مواردی نیز وجود دارد که قانونگذار و شارع مقدس، آنها را در حکم وطی به شبهه دانسته است. به عنوان مثال؛ اگر کسی در حال جنون یا خواب یا در نتیج? اکراه، نزدیکی کند، این عمل نیز وطی به شبهه یا در حکم آن است. هر گاه نزدیکی در حال مستی واقع شده باشد، اگر مستی، عمدی و اختیاری باشد، بر مبنای نظر مشهور فقهای امامیه، بر این عمل، وطی به شبهه، نمی توان گفت بلکه زنا است و فرزند ناشی از آن نیز، ولدالزنا محسوب می شود14. البته برخی از حقوقدانان معتقدند که به جهت رعایت مصلحت طفل، باید این عمل را نزدیکی به شبهه تلقی نماییم. دلیل دیگری نیز که بدان استناد می نمایند، آن است که مست، مانند دیوانه، فاقد اراده است و متوجه حرمت عمل حرام خویش نمی باشد، مگر اینکه به قصد نزدیکی با زن نامحرم، مست کرده باشد.15
نکت? دیگر اینکه قانون مدنی در مورد نزدیکی به اکراه، حکم خاصی ندارد، اما می توان از مفاد ماد? 884 قانون مدنی، در خصوص حکم این نوع نزدیکی، نتیجه گرفت که چنین نزدیکی را در حکم شبهه دانسته و نسب چنین طفلی را منتسب به مکرَه می داند. این ماده، چنین مقرر می دارد : ” ولدالزنا، از پدر و مادر و اقوام آنان، ارث نمی برد، لیکن اگر حرمت رابطه که طفل ثمر? آن است، نسبت به یکی از ابوین ثابت و نسبت به دیگری به واسط? اکراه یا شبهه، زنا نباشد، طفل فقط از این طرف و اقوام او ارث می برد و بالعکس”.
گفتار ششم : تمکین
اولین نتیج? ریاست مرد بر خانواده که مهمترین آن نیز می باشد، الزام زن به تمکین از شوهر خویش می باشد.
در تعریف تمکین چنین گفته شده است : ” فقها گفته اند مراد از تمکین، آن است که تخلیه کند ( یعنی آزاد گذارد) میان خود و شوهر در هر جا و در هر حال و خود را بدست او دهد، مگر در مواردیکه قانون او را معذور شمرده است، مثل ایام حیض و احرام و مرض مانع تمکین. معذلک قضیه، تابع عرف ازمنه و امکنه و اقوام است.”16

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

تمکین در عرف حقوقی، دارای دو معنای عام و خاص است.
تمکین عام به معنای قبول ریاست زوج بر خانواده و قبول نظرات و احترام به اراد? او در تربیت فرزندان و ادارا? مالی و اخلاقی خانواده است.17 در واقع، تمکین به معنای عام آن است که زن وظایف خود را نسبت به شوهر انجام داده و از او در حدود عرف و قانون، اطاعت نموده و ریاست شوهر بر خانواده را پذیرا باشد.18 ضابط? این نوع تمکین، رفتار یک انسان متعارف است. در اختلاف سلایق، زن باید نظر شوهر را بپذیرد و نمی تواند از این باب به دادگاه مراجعه نماید. البته ریاست مرد باید از باب حفظ مصالح خانوادگی باشد، نه از باب تحمیل حکومت خود سرانه و ظالمان? او بر زن.
در مقابل تمکین عام، تمکین خاص وجود دارد. این نوع تمکین، ناظر به رابط? جنسی زن با شوهر و اجابت نیازهای مشروع جنسی او است.19 به عبارت دیگر؛ تمکین در این معنا، عبارت از اینکه زن نزدیکی جنسی با شوهر را به طور متعارف پذیرفته و جز در موارد معاذیر موجه قانونی و شرعی، از برقراری رابط? جنسی با او امتناع ننماید.20
بنابراین مفهوم زناشوئی و موضوع این پایان نامه، به مفهوم تمکین خاص، نزدیکتر می باشد.
مبحث سوم : دیدگاههای مختلف پیرامون روابط جنسی
گفتار اول : دیدگاه تفریطی
در قرن 15 میلادی، مسیحیان معتقد بودند که خواب شیطانی، (انزال در خواب ) ناشی از آمیزش با موجودات روحی است. از منظر یهودیان، به روابط جنسی، صرفا ً برای تولید نسل و داشتن وارث، مجاز شناخته می شد. دیدگاه این دین دربار? جنس زن، این بود که خارج از دایر? ازدواج، هیچ حق دارائی نداشتند.21
در این دیدگاه، هرگونه برقراری رابط? جنسی با جنس مخالف، مورد تقبیح و نکوهش قرار می گیرد. برتر اند راسل در کتاب زناشوئی و اخلاق در این خصوص چنین می نویسد : “عوامل و عقاید مخالف جنسیت، در اعصار خیلی قدیم وجود داشته و به خصوص در هر جا که مسیحیت و دین بودا، پیروز شد، عقید? مزبور نیز تفوق یافت. وستر مارک مثالهای زیادی از این فکر عجیب مبنی بر اینکه چیز ناپاک و تباهی در روابط جنسی وجود دارد، ذکر می نماید. در آن نقاط دنیا نیز که دور از تأثیر مذهب بودا و مسیح بوده است، ادیان و راهبانی بوده اند که طرفداری از تجرد می کرده اند، مانند اسنیتها در میان یهودیان و بدین طریق، یک نهضت عمومی ِ ریاضت، در دنیای قدیم، ایجاد شد. در یونان و روم متمدن نیز طریق? کلبیون، جای طریق? اپیکور را گرفت. افلاطونیان نو نیز به انداز? کلبیون، ریاضت طلب بوده اند. از ایران، این عقیده (دکترین) به سمت باختر پخش شد که ماده، عین تباهی است و به همراه آن، این اعتقاد با جزئی اصلاح، اعتقاد کلیسای مسیحیت محسوب گردید.”22 دلیل رواج این عقیده، تفسیری بود که از زمان پیدایش کلیسا در خصوص مجرد بودن عیسی (ع) بین مردم، گفته می شده است و شرط وصول به مقام والای روحانیت در این دین، دوری از جنس زن دانسته شده و پاپ از میان چنین افرادی، برگزیده می شود. راسل در این خصوص در ادام? مطالب قبل خویش، چنین می نویسد :”در رسالات قدیسین، به دو یا سه توصیف زیبا از ازدواج برمی خوریم، ولی در سایر موارد، پدران کلیسا، از ازدواج به زشتترین صورت یاد کرده اند. هدف ریاضت این بوده که مردان را متقی سازد. بنابراین ازدواج که عمل پستی شمرده می شد، بایستی منعدم شود. با تبر بکارت درخت زناشوئی را فرو اندازید، این عقید? راسخ سن ژورم دربار? هدف تقدس است.” کلیسا ازدواج را صرفا ً به نیت تولید نسل، مجاز می داند ولی این موضوع نیز، پلیدی ذاتی رابط? جنسی را از بین نمی برد. کلیسا، ازدواج را غیر قابل فسخ دانسته و طلاق ممنوع شده است.23
گفتار دوم : دیدگاه افراطی
در مقابل سیستم سختگیران? کلیسا، نظریات جدیدی در خصوص اصلاح عقاید و اخلاقیات جنسی، پدید آمد که بر سه اصل استوار می باشد:
اول : آزادی تا جائیکه به حقوق دیگران، خللی وارد نیاورد.
دوم : رشد تمامی غرایز و استعدادهای بشر برای رسیدن به سعادت.
سوم : همواره بشر از چیزی که بدان منع شده حریص تر گشته است. پس با برداشتن محدودیت ها و قیود از سر راه تمایلات جنسی یک انسان، توجه دائم او به مسائل جنسی، کمتر می شود.24
مدعیان اصلاح عقیده دارند که دلایلی که سبب ایجاد اخلاق کهن جنسی از قبیل؛ مالکیت مرد نسبت به زن، حسادت مردان، کوشش مرد برای اطمینان به پدری خود، اعتقادات مرتاضانه نسبت به روابط جنسی و پرهیز مرد از زن در زمان عادت ماهانه و نیاز مرد به زن از لحاظ اقتصادی، گردیده بود، در حال حاضر وجود ندارد. در حال حاضر، مردان نسبت به زنان، هیچ مالکیتی ندارند. داروهای ضد بارداری، کشف شده است. عقاید مرتاضانه، دیگر طرفدار زیادی ندارد. دولت از زنان در ایام بارداری، زایمان و شیردهی، حمایت می نماید و به نوعی نیاز اقتصادی زن به مرد، از بین رفته است.25
فروید و اتباع وی نیز معتقدند که اخلاق کهن در امور جنسی باید جای خود را به اخلاق جدید اصلاح شده، دهد. به عقید? فروید ، اخلاق جنسی کهن، بر پای? محدودیت و ممنوعیت بوده و دلیل تمامی مشکلاتی که بر بشر وارد آمده است، همین محدودیت ها و ممنوعیت ها می باشد.26
در این دیدگاه، کامیابی آزادان? زن و مرد از یکدیگر، نه تنها ایرادی ندارد، بلکه مهمترین موضوعیست که باید بدان پرداخته شود. مطابق این عقیده؛ زن و مرد در هر زمان می توانند آزادانه، نسبت به برقراری روابط جنسی با جنس مخالف، اقدام نمایند، خواه قبل از ازدواج و خواه بعد از ازدواج. بنابراین زن و شوهر می توانند علاوه بر همسر قانونی، از معشوقه های فراوانی لذت برده ، لیکن زن مکلف است در زمان آمیزش با غیر همسر، از وسایل ضد بارداری استفاده نماید و فقط می تواند از همسر خویش، آبستن شود.27 به عقید? طرفداران این سیستم، آزادی جنسی یک فرد به حقوق دیگران، لطمه ای وارد نمی نماید و حق شوهر صرفا ًدر زمان پیدایش فرزند، به میان می آید. زن باید از باردار شدن از معشوقه اش، خودداری نماید. در اخلاق قدیم، به جهت آنکه وسایل ضد بارداری، کشف نشده بود، زن ملزم به حفظ عفت و وفاداری بوده ، لیکن در حال حاضر که این وسائل وجود دارد، ضرورتی به محدود نمودن زن وجود ندارد.28
گفتار سوم : دیدگاه اعتدال
در دین یهود، اعمال جنسی زنان، امری ناپسند و گناه آلود ، بیان شده است، لیکن توصیه شده است که صمیمیت و ارضای تمایلات جنسی در بنیان ازدواج و خانواده، ارضا شود و زن در این کانون موررد حمایت قرار گیرد.29 بر خلاف دیدگاههای بیان شده در گفتارهای قبل، اسلام، جنب? اعتدال را حفظ نموده است. در اسلام، علاق? دو همسر به یکدیگر از نشانه های بارز وجود خداوند بوده و نکاح، سنت پیامبر و تجرد، نوعی شر دانسته می شود. خداوند در آی? شریف? 21 از سور? مبارک? روم، می فرماید : “یکی از نشانه های او این است که از خود شما برای شما همسر آفرید تا با او آرام گیرید و میان شما، مهر و محبت قرار داد.” در اسلام کوچکترین اشاره ای به پلیدی علاق? جنسی و برقراری این روابط، نشده است. اسلام تمام تلاش خود را برای تنظیم شرعی این علاقه به کار برده است. از نظر اسلام، تنها عاملی که روابط جنسی را محدود می نماید، مصالح اجتماعی حاضر یا نسل آینده است و در این زمینه، به تدابیری متوسل شده که موجب محرومیت و سرکوبی این غریزه نشود.30
از منظر اسلام، علاق? جنسی نه تنها با معنویت و روحانیت، منافاتی ندارد، بلکه یکی از صفات ویژ? پیامبران دانسته شده است. چنانکه یکی از اصحاب رسول اکرم به نام عثمان بن مظعون کار عبادت را به حدی رسانده بود که روزها را به روزه و شب ها را به نماز می گذارند و همسرش از این موضوع به پیامبر شکایت نمود و رسول اکرم با خشم به آن صحابه، چنین فرمودند : “ای عثمان، بدان که خدا مرا برای رهبانیت نفرستاده است؛ شریعت من شریعت فطری آسانی است. من شخصا ً نماز می خوانم و روزه می گیرم و با همسر خودم نیز آمیزش می کنم. هر کس می خواهد از دین من پیروی کند باید سنت مرا بپذیرد. ازدواج وآمیزش زن و مرد با یکدیگر، جزء سنت های من است.”31
فصل دوم
آثارحقوقی مترتب
بر زناشوئی
در بحث عقد نکاح
مبحث اول : آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در موانع عقد نکاح
در این مبحث طی گفتارهای جداگانه به بررسی موانع نکاح، تعریف و انواع آن و آثار مترتب بر زناشوئی در این موانع، خواهیم پرداخت.
گفتار اول : تعریف موانع نکاح و انواع آن
بند اول : تعریف موانع نکاح
موانع نکاح اموری هستند که با وجود آنها، نکاح بین زن و مرد امکان ندارد، هر چند که شرایط اساسی عقد نیز موجود باشد.32
بند دوم : انواع موانع نکاح
موانع نکاح در مواد 1045 تا 1062 قانون مدنی، نامبرده شده است که عبارتند از :
1 – قرابت : که شامل قرابت نسبی، سببی و رضاعی می باشد . ( ماد? 1045 تا 1049 ق.م) نکت? مهمی که باید در این میان مورد توجه قرار گیرد، آن است که قانونگذار قرابت حاصل از شبهه و زنا را نیز در این ماده گنجانده است.
2 – شوهر داشتن زن و استیفای عدد زوجین مرد ( ماد? 1050 ق.م)
3 – عد? زن
4 – طلاق سوم و نهم
5 – کفر
6 – احرام
7 – لعان
8 – خارجی بودن
در میان موانع فوق الذکر، موانع اول، دوم، سوم و چهارم به بحث این پایان نامه، مرتبط می باشد و بقی? این موانع، از موضوع این پایان نامه، خارج است و از پرداختن به آنها، خودداری می شود. در گفتار آتی به آثار زناشوئی درموانع مرتبط خواهیم پرداخت.

گفتار دوم : آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی درانواع موانع نکاح
بند اول : قرابت
قرابت به معنای خویشاوندی است و در قانون مدنی ایران به سه قسم است: نسبی، سببی و رضاعی. قرابت نسبی، خویشاوندی مربوط به خون است و رابطه ایست بین دو نفر که یکی از نسل دیگری یا هر دو از نسل شخص ثالثی باشند. به عبارت دیگر، قرابت نسبی بین کسانی وجود دارد که دارای یک خون و نیاکان مشترک هستند.33
قرابت سببی تنها نوعی از قرابت می باشد که زناشوئی در آن، سبب ایجاد حرمت نکاح با برخی از اشخاص می گردد. خویشاوندانی که نکاح با آنها به علت قرابت ممنوع است، محارم نامیده می شوند.34 قرابت سببی خویشاوندی ناشی از ازدواج است و رابطه ایست بین زن و شوهر با یکدیگر و بین هر یک از زوجین با خویشان نسبی یکدیگر.35
قرابت رضاعی قرابت ناشی از خوردن شیر است و ویژ? حقوق اسلام و کشورهای اسلامی است. این نوع قرابت، تنها ، سبب ایجاد حرمت نکاح بوده و سایر آثار قرابت را ندارد. مطابق ماد? 1046 قانون مدنی، قرابت رضاعی، در صورتی ایجاد می شود که اولا ً: شیر زن از حمل مشروع حاصل شده باشد؛
ثانیا ً: شیر مستقیما ً از پستان مکیده شود؛
ثالثا ً: طفل لااقل یک شبانه روز و یا 15 دفع? متوالی، شیر کامل خورده باشد، بدون آنکه در این بین، غذا یا شیر زن دیگری را خورده باشد.
رابعا ً: شیر خوردن طفل، قبل از تمام شدن دو سال از تولد او باشد.
خامسا ً: مقدار شیری که طفل خورده است، از یک زن و شوهر باشد. یعنی اگر طفل در شبانه روز مقداری از شیر یک زن و مقدری از شیر یک زن دیگر مکیده باشد، قرابت ایجاد نمی شود، حتی اگر شوهر آن دو زن یکی باشند.
البته نکته ای که در این میان، باید مورد توجه قرار گیرد، آن است که قانونگذار در پیدایش این نوع قرابت، تنها به شیری توجه داشته که از زناشوئی شرعی، بوجود آمده باشد و در صورتیکه شیر زن، از راه نزدیکی غیر شرعی، بوجود آمده باشد، سبب ایجاد قرابت رضاعی نمی شود.


دیدگاهتان را بنویسید