مبحث اول: وضعیت موجود در صحنه ی واقعیت83
گفتار اول: امکان سلب آزادی از مهاجرین غیر قانونی و مشکلات مربوط به برخورداری از حمایت کنسولی واسه آنها84
گفتار2: امکان مجبور رفتارهای ضد انسانی یا شرایط نا مناسب زندگی بر مهاجرین غیرقانونی85
مبحث دوم: نگاهی به مقررات مخصوص اسناد بین المللی در مورد مهاجرین غیر قانونی89
گفتار اول: اسناد و منابع مربوط به حق خواسته پناهندگی89
گفتار دوم: حقوق مندرج در کنوانسیون ملل متحد علیه شکنجه93
گفتار سوم: حقوق مندرج در قرارداد الحاقی به کنوانسیون ملل متحد در مورد جرم منظم فراملی واسه مهاجرین غیر قانونی96
نتیجه گیری و پیشنهادات:102
الف) نتیجه گیری102
ب) پیشنهادات106
منابع و مآخذ107

الف) منابع فارسی:107
کتب:107
مقالات و پایان نامها:109
ب) منابع لاتین:110
ج) اسناد بین المللی112
چکیده:
متأسفانه بیگانگان گروهی از آدما جامعه هستن که در خیلی موردها در بهره مندی از حقوق و جایگاه اجتماعی در رتبه دوم نسبت به افراد قرار می گیرند. در کنوانسیونای بین المللی حقوقی واسه این افراد اشاره شده. اصل نبود بی عدالتی که در اسناد بین المللی حقوق بشری پیش بینی شده، بی عدالتی طبق ملی بودن رو منع می کنه. پس هیچ گونه تبعیضی از نظر نژادی، قومی، ملی، زبانی و غیره بین بیگانگان واتباع پذیرفته نیس. آخر نامه حاضر به طور عموم به حقوق بیگانگان و افرادی که در کشوری غیر از کشور خود زندگی می کنن توجه می شه. در این بین بیگانگان قربانیان قاچاق انسان و مهاجرین غیرقانونی در خطر آسیب پذیری بیشتری قرار دارن که موضوع این پایان نامه می باشن. مهم ترین سند بین المللی تصویب شده درباره پناهندگان کنوانسیون1951 ژنو هستش که در اون حق پناهندگی رو واسه هرکی که به دلیل ترس از آزار و اذیت به یاد نژاد، مذهب، ملی بودن، عقاید سیاسی و مذهبی سرزمین خودشو ترک کرده و ساکن کشور دیگری هستن و به دلیل این ترس نمی میتونه یا نمی خواد به کشور خود برگردد به رسمیت می شناسد. همچنین بیان می داره که دولتای عضو اصلا حق اخراج پناهنده به کشور خودشو ندارن. لازم به توضیحه که در ماده3 کنوانسیون ضد شکنجه هم این حق واسه افرادی که از ترس شکنجه به کشور دیگری مهاجرت کردن اشاره شده واسترداد اونا به کشور متبوعشان که در اونجا ممکنه مورد شکنجه واقع شن رو ممنوع اعلام می کنه. در مورد حقوق قربانیان قاچاق انسان دو سند مهم بین المللی با عنوان قرارداد پیشگیری، سرکوب و مجازات قاچاق افراد مخصوصا زنان و کودکان (قرارداد پالرمو) و کنوانسیون اقدام علیه قاچاق انسان شورای اروپا (کنوانسیون ورشو) به امضای کشورها رسیده. که در سند گذشته جرم قاچاق انسان که حقوق اساسی بشر رو ندیده می گیرد، نقض حقوق بشر می خواند و وظایف و محدود کردن ایی رو بر دولتا مجبور و جنگ ی مؤثر اونا رو در پرتو اهتمام به سه روش پیشگیری، جرم انگاری و حمایت از بزه دیده معرفی می کنه. در تحقیق پیش رو علاوه بر توضیح اسناد بین المللی در مورد ی حقوق بشری بیگانگان به ارائه راهکارهایی در جهت تحقق این حقوق می پردازیم.
واژگان کلیدی: حقوق بشر، فرد بیگانه، بزه دیده، قاچاق انسان، مهاجرین غیرقانونی، پناهندگی، شکنجه.
مقدمه:
الف: طرح مسأله
در سرزمین هر دولتی دو دسته از آدما شامل افراد و بیگانگان ساکن هستن. افراد کسائی هستن که تابعیت کشور مورد نظر رو دارن. بیگانگان هم افرادی هستن که تبعه دولتی که در اون حضور داردند نیستن. واسه تعیین حقوق این افراد به تئوریای مختلفی پرداخته شده که مهمترین اونا عبارتند از رفتار ملی برابر و رفتار کمه کم بین المللی. طبق نظریه رفتار ملی برابر، بیگانه به جای برخورداری از رفتار یا وضعیت ویژه، از همون حقوق و امتیازات افراد کشور میزبان بهره مند می شه. یعنی چون بیگانگان باید از قوانین محل اقامت اطاعت کنن و باید به این دقت کنیم که به شرایط محلی با همه ی منافع و مضرات تسلیم شده ان، پس تنها مجازند انتظار رفتار برابر با افراد رو از کشور میزبان داشته باشن. البته لازم به توضیحه که اینجا بعضی نابرابریا مجازه و اون در جاییه که امور مربوط به مصالح ملی و اعمال حاکمیت در بین باشه که برابری بیگانگان و افراد ممکنه استقلال کشور رو در ابعاد مختلف خراب سازد.
ملاک دیگه رفتار کمه کم بین المللی یا ملاک کمه کم استاندارد بین المللیه که بر این پایه یه کشور باید در قبال بیگانه کمه کم رفتار شایسته یه ملت بافرهنگ رو داشته باشه. هر چند که این رفتار بیشتر از رفتاری باشه که این کشور در مورد اتباعش اجرا می کنه. طبق این ملاک موردها خاصی باید رعایت شه، مثل؛ تمامیت جسمی بیگانه نباید مورد سوء رفتار بگیره و اموال اون نباید در خطر تضییع واقع شه. بیگانه حق آزادی اندیشه و مذهب و بقیه حقوقی که واسه زندگی خصوصی لازمه رو داره. هیچ بیگانه ای رو نباید خودسرانه بازداشت یا زندانی نمود و یا در خطر سوء رفتار قضایی قرار داد. هر بیگانه ای این حق رو داره که مثل افراد، دادخواستش در دادگاه جداگونه، با بی طرفی و به طور علنی رسیدگی شه. دولت پذیرنده در همه حال باید تساوی بین افراد و بیگانگان رو در مقابل قانون در نظر داشته باشه و تابعیت بیگانه رو خودسرانه و بی رضایت اون تغییر نده. همچنین دولت محل اقامت نباید بین تبعه ی دول مختلف بی عدالتی قایل شه.
آخر نامه ی پیش رو سعی شده به حقوق بیگانگان پرداخته شه و بررسی شه کدامیک از تئوریای اشاره شده درست تر و درباره این موضوع چه منابعی هست؟ و هم تعهدات بین المللی دولتا در برابر حقوق بیگانگان در جهت حمایت از حقوق دسته‌ های ضعیف افراد بیگانه (شامل مهاجرین غیرقانونی و قربانیان قاچاق انسان) چیه و چجوری باید این حقوق به اجرا گذاشته شه تا برخورداری این افراد از حداقلای حقوق بشر جنبه ی واقعی به خود بگیره؟
ب) سؤالات تحقیق
آخر نامه حاضر، پرسشای اصلی زیر مطرح می باشن:
1. تعهدات بین المللی حقوق بشر که در کنوانسیونا و معاهدات بین المللی از طرف دولتا پذیرفته شده، بی بی عدالتی شامل افراد بیگانه هم می شه و بیگانگان هم مشمول حمایت به دلیل این تعهدات قرار می گیرند؟
2. در مورد مهاجران غیر قانونی و قربانیان قاچاق انسان طبق اسناد زور آور و غیر زور آور موجود چه نوع حمایت ایی به باعث تعهدات بین المللی دولتا در نظر گرفته شده؟
3. حمایتای مقرر در حقوق بین الملل در وضعیت الان واسه حمایت مؤثر از حقوق بیگانگان و مخصوصاً حمایت از قربانیان قاچاق انسان و مهاجرین غیر قانونی کفایت می کنه یا نه؟
ج) فرضیات
در جواب به پرسشای اصلی این تحقیق، فرضیات زیر پیشنهاد می شه:
1. اصل نبود بی عدالتی به عنوان یکی از اصول ریشه ای شناخته شده در قوانین بین المللی حقوق بشر، بی عدالتی طبق ملی بودن رو هم ممنوع می سازد و جز در موردها استثنائی، بیگانگان هم از کلیه ی حقوق مدنی و سیاسی در کشور میزبان بهره مند خواهند بود.
2. حمایتای پیش بینی شده از قربانیان قاچاق انسان و مهاجرین غیر قانونی، شامل جبران ضرر قربانیان قاچاق انسان، کمک به بازگشت مهاجرین غیر قانونی به سرزمین اصلی خود و منع اخراج اونا در موردها خواسته پناهندگی به دلایل منطقی و یا احتمال قوی شکنجه شدن در کشور مبدأ هستش.
3. به دلیل از دست دادن ساز و کارهای نظارتی و قضائی کافی، در موردها خیلی شاهد اون هستیم که حقوق پیش بینی شده واسه مهاجرین غیر قانونی و قربانیان قاچاق انسان، هنوز جنبه ی عینی به خود نگرفته و همینجور که، اسناد بین المللی موجود از بعضی مشکلات در این مورد رنج می برند.
د) سوابق
شکی نیس که در هر کدوم از زمینه های حقوق جزا و حقوق بشر
تحقیقاتی در موردای جرایم قاچاق انسان و قاچاق مهاجرین چه در درون کشور و چه در کشورهای دیگه به انجام رسیده که خُب حدالامکان در نوشتن این پایان نامه مورد استفاده قرار گرفته. ولی ویژگی این کار پژوهشی اینه که تأکید خودشو بر تعهدات بین المللی دولتا گذاشته و با یه نظر بین رشته ای سعی شده از میون بیگانگان به حقوق بشری تعدادی از اونا که در خطر بیشترین موردها نقض قرار می گیرند بپردازد.
ه) اهداف تحقیق
1. بررسی تعهدات بین المللی در مورد شرایط مهاجران غیر قانونی و قربانیان قاچاق انسان
2. بررسی ضمانت اجرای این تعهدات

در این سایت فقط تکه ایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شه که ممکنه هنگام انتقال از فایل ورد به درون سایت کلمات به هم بریزد یا شکلا درج نشه

شما می تونید تکهای دیگری از این مطلب رو با جستجو در همین سایت بخونین

ولی واسه دانلود فایل اصلی با فرمت ورد شامل همه قسمتا با منابع کامل

اینجا کلیک کنین

3. ارائه ی راهکارهای اصلاحی در این مورد
و) روش تحقیق
روش عادی کتابخونه ایه. در یادداشت ورداری از منابع دست اول فارسی و خارجی استفاده شده. همچنین از اسناد و کنوانسیونای بین المللی مثل کمیته حقوق بشر، کنوانسیون حقوق مدنی و سیاسی، کنوانسیون ملل متحد علیه شکنجه، قرارداد الحاقی به کنوانسیون ملل متحد در مورد جرم منظم فراملی نسبت به قربانیان قاچاق انسان و مهاجرین غیر قانونی، کنوانسیون حقوق کودک و بقیه اسناد در این مورد استفاده شده.
بخش اول:
مفاهیم اصلی و جایگاه حقوق بیگانگان از نظر قوانین بین المللی حقوق بشر
فصل اول: مفاهیم اصلی
پیش از ورود به مفاهیم آینده لازمه که در این فصل با مفاهیم اصلی آشنا شیم. مفاهیمی درباره به قوانین بین المللی حقوق بشر، تعهد بین المللی، فرد بیگانه و حقوق بیگانگان. همچنین به تعریف مهاجرت غیرقانونی و قاچاق انسان و مقایسه ی این دو با هم و معنی بزه دیده و جایگاهش در حقوق بین الملل کیفری اشاره خواهیم کرد.
مبحث اول: مفاهیم مربوط به قوانین بین المللی حقوق بشر و وضعیت افراد بیگانه
در مبحث پیش رو سعی شده که تعریفی از حقوق بشر ارائه و تعهدات بین المللی دولتا در مورد اجرای اون مورد بررسی بگیره و هم وضعیت بیگانگان و طبقه بندی اونا و اصولی که حقوق بیگانگان بر اون مبتنیه اشاره شه.
گفتار اول: قوانین بین المللی حقوق بشر به عنوان قسمتی از حقوق بین الملل عمومی
حقوق بین الملل که از شعبات حقوق عمومیه، حقوق جامعه بین المللیه. یعنی مجموعه ی قوانین و مقررات لازم الاجرایی (حقوق موضوعه) که به دلیل روابط بین الملل و تنظیم کننده مناسبات بین اعضای جامعه ی بین المللیه. این رشته حقوقی بر حقوق ملی یا داخلی کشورها تقدم و اولیت داشته و کشورها و سازمانای بین المللی (دولتی) مجبور به رعایت این قوائد در روابط خود هستن. البته حقوق بین الملل، در موردها خاصی، حقوق و تکلیف افراد حقیقی عادی، شرکتای خصوصی خارجی (مثل شرکتای فرا ملی یا چند ملیتی) ، سازمانای بین المللی غیر دولتی و نهضتای آزادی بخش ملی رو هم مشخص می کنه.
از دید حقوق بین الملل، اعضای جامعه ی بین المللی تنها موجوداتی هستن که هدف مستقیم قوائد و اصول این حقوق قرار می گیرند. بنا بر این اعضای اینجور جامعه ای همینجور که تابعان یا افراد حقوق بین الملل هم می باشن.
طبق نظر دیوان بین المللی دادگستری1،پیرو یا شخص حقوق بین الملل بودن، به معنی بهره مند شدن از شخصیت بین المللی و اون به شرطه داشتن دو صلاحیته: یکی صلاحیت دارا بودن حقوق و وظایف بین المللی، و دیگری صلاحیت استیفاء این حقوق و اجرای اون وظایف از راه ارسال اعلامیه ی بین المللی. در مقابل، در صورت نبود رعایت این حقوق و وظایف، امکان مجازات مستقیم به باعث حقوق بین الملل به این صورت مثبته اضافه می شه.
طبق نظریه ی سنتی، حقوق بین الملل منحصراً حاکم بر روابط کشورها با یکدیگره و جامعه ی بین المللی فقط کشورها رو به معنی عضو جامعه ی بین المللی و پس تنها پیرو یا شخص حقوق بین الملل می شناسد. اما طرفداران مکتب جامعه شناسی حقوقی، این نظریه رو مورد انتقاد قرار داده ان، چون اونا معنی شخصیت حقوقی و معنی “کشور به عنوان شخص” رو مردود می دانند و فقطً موجودیت افراد حقیقی رو قبول دارن و از این باور حمایت می کنن که فقط افراد می تونن پیرو حقوق بین الملل حساب شن.
پیدایش سازمانای بین المللی و پیشرفت ی فعالیتای اونا در جامعه ی بین المللی، نه که دو نظریه ی ً متفاوت بالا رو رد کرده، بلکه اعتلاء موقعیت فرد در حقوق بین الملل معاصر هم غیر واقعی بودن دکترین سنتی رو به اثبات رسانیدهه.
در نظریه ی مشورتی یاد شده، معنی عضو جامعه ی بین المللی ً و به روشنی متجلیه: “تو یه نظام حقوقی، لازم نیس که تابعان یا افراد حقوقی، از نظر وجود یا از حیث وسعت مثل همدیگه باشن”.
پس، الان پیکره ی اصلی جامعه ی بین المللی رو کشورها و سازمانای بین المللی دولتی ایجاد می دن. البته افراد خصوصی، مثل حقیقی یا حقوقی، شرکتای فراملی یا چندملیتی، سازمانای بین المللی غیردولتی و هم نهضتای آزادی بخش ملی هم به طور استثنایی و تحت شرایط خاصی در گروه ی اعضای جامعه ی بین المللی یا تابعان حقوق بین الملل حساب می شن.2
حال به تعاریفی از حقوق بشر می پردازیم:
در تعریف حقوق بشر باید این اینجور بیان نمود که: ” حقوق بشر از یکسری حقوق و آزادی ایی ایجاد شده که هر فرد،انسان در طول زندگی خود استحقاق دارا شدن اون حقوق رو داره”.3
طبق نظریه ی مکتب آزادی خواه، حقوق بشر رو این اینجور به تصویر کشیده ان. حقوقی که به طور طبیعی و ذاتی مختص انسان هستش. حقوقی که قبل از این که دولت به وجود آید، وجود داشته و مافوق اینه و بدین جهت دولتا باید اونو محترم بشمارند.4
به عبارت بهتر حقوق بشر در ذات ذاتی انسانا متجلیه و کلیه ی تک تک آدمی از این حقوق متمتع هستن و دولتا قادر نیستن که ملت خودشو از این حقوق محروم سازند.
در کتاب ترمینولوژی حقوق، حقوق بشر این جور تعریف شده:
“مجموعه حقوقی که به ساکنان یه کشور، مثل بیگانگان و تبعه در قبال دولت داده شه”.5
به یه تعبیری باید اینجور برداشت کرد که حقوق انسانا باید در همه ی ازمنه و امکنه رعایت شه و به اون احترام گذاشته شه و در این مسئله نباید بیگانه و تبعه رو تاثیرگذار دونست.
وجود حقوق بشر، لازمه این مفهومه که هر فرد به باعث انسان بودنش دارای حق و حقوقیه. یعنی، انسانا بی چون و چرا دارای حقوق هستن. چون اونا انسان ان، و این “انسانیت” از شرایط، احوال، مدارج و اهمیت و شایستگیای متفاوت اجتماعی اون جداست.6
گفتار دوم: معنی تعهد بین المللی دولت در مورد نگهداری و اجرای حقوق بشر
تابعان فعال حقوق بین المللی از رهگذر روابطی که با هم دارن، شکل گرفتن تعهداتی رو میسازن که بی دودلی قرار گرفتن و حفظ نظم بین المللی به رعایت همه جانبه این تعهدات از طرف اونا وابسته؛ تعهداتی که از منابع بین المللی مختلفی برخواسته و انتظار جامعه ی بین- المللی بر محترم شمردنشان طبق این خیال اصلی و ریشه ای در حقوق بین الملله که این تابعان، تعهدات ایجاد شده رو بر مبنای توافق و رضایت خود پذیرفته ان. اصل حاکمیت اراده کشورها و سازمانای بین المللی بر پذیرش تعهدات بین المللی، صرف نظر از تعهدات برخواسته از حقوق بین الملل عام الشمول و فرمون حقوق بین الملل، الان از اصول مسلم و به رسمیت شناخته شده ی حقوق بین- الملله، چون که اگه بین نظام حقوق بین الملل و نظامای حقوق داخلی فرقی از جهت مبنایی وجود نمی داشت، نمی تونستیم شاهد رشد این نظام حقوقی و پیشرفتای امروزین اون باشیم.
در مورد اهمیت توجه به موضوع تعهد در نظام حقوق بین- الملل، نقش معاهدات بین المللی که یکی از منابع اصلی و مهم در پیدایش تکالیف بین المللی هستن، آشکار می شه که الان و خصوصاً پس از لازم الاجرا شدن معاهده 1969 وین درباره به حقوق معاهدات بین المللی در ژانویه 1980، ضرورت توجه دولتا به این سند مهم بین المللی از حیث شکلی که خُب بخش اعظمی از اون تهیه قوانین شرعی بین المللیه، در تنظیم عهدنامهای بین المللی فی ما بین بیشتر از همیشه احساس می گردد7.
لازم به ذکره که بگیم منابع حقوق بین الملل عبارتند از: معاهدات، عرف، اصول حقوقی، تصمیمات یا روش قضایی بین المللی، دکترین، اصل انصاف، اعمال حقوقی یه جانبه ی بین المللی و قوانین فرمون. و منابع تعهدات بعضی وقتا به دلیل عرف هستن و بعضی وقتا به دلیل قرارداد که تعهدات حقوق بشری هم می تونن به دلیل این اصول شن.
تعریف تعهد بین المللی
تعهدات بین المللی “erga omnes” مثل تعهدات به دلیل اصول مربوط به حقوق ریشه ای شخص انسان، تعهدات جامعه نامیده می شن که نه فقط رضایت قرار دادی دولتا، بلکه واقعیت عضویت در جامعه ی بین المللی لازمه رعایت اونا بوده، و رضایت دولتا چیزی مسلم خیال می شه. از این روست که دیوان بین المللی دادگستری در نظر مشورتی خود درباره به کنوانسیون منع ژنوساید تأ کید نمودهه اصولی که شالوده کنوانسیون هستن “حتی بی هر گونه تعهد قرار دادی” بر دولتا زور آور هستن.
دیوان بین المللی دادگستری در رأی خود در قضیه بارسلونا ترکشن، عبارت مربوط به تعهدات عام المشمول “ergaomnes” رو در دو پاراگراف پشت سر هم (33-34) به این صورت طرح کرده:” 33. وقتی که یه دولت سرمایه گذاریای خارجی یا افراد بیگانه،مثل افراد حقیقی یا حقوقی رو در قلمرو خود می پذیرد، ملزمه حمایت قانون رو به اونا گسترش داده و تعهداتی رو در مورد رفتار با اونا قبول کنه. مخصوصا باید یه جدا اساسی فیمابین تعهدات دولت ها نسبت به کل جامعه بین المللی و تعهدات دولتا در مقابل همدیگه در چارچوب حمایت دیپلماتیک قائل شد. تعهدات دسته ی اول؛ به نظر اهمیتشان به کلیه کشورها مربوط می شن. توجه به اهمیت این حقوق کلیه ی دولتا می تونن واسه حفظ اونا دارای منفعت حقوقی باشن؛ اینجور تعهداتی رو تعهدات ergaomnes میگن.
34. واسه مثال، این تعهدات در حقوق بین الملل معاصر، از غیر قانونی دانستن تجاوز، کشتار جمعی و هم از اصول و قوانین مربوط به حقوق ریشه ای شخص انسان، مثل حمایت علیه برده داری و بی عدالتی نژادی ناشی می شن. بعضی از حقوق حمایتی مربوطه، وارد مجموعه حقوق بین الملل عام شده ان.8بخش دیگه (این حقوق ) به وسیله اسناد بین المللی دارای خصیصه جهانی یا شبه جهانی شده ان.9
یعنی تعهداتی که یه دولت و همه دولتا در قبال اعضای جامعه بین المللی دارن، تعهدات عام الشمول ergaomnes میگن. منشأ این تعهدات هم جامعه بین المللی درکل هستش که خود “پیرو” حقوق بین الملله. پس “اون چه در این بین باید فراموش شه اینه که عامل اساسی و اصلی هرگونه تجدیدنظر یا وضع قانون فرمون جدید تحولات بنیادینیه که در جامعه بین المللی رخ میده و پس نظم موجود در اونو به صورتی دیگه در می بیاره که در این صورت، قانون فرمون جدید باید روشن کننده همون نظم جدید باشه”.10 وجود این تعهدات مهم بستگی به درخشش اونا در اسناد بین المللی نداره. قوانین شرعی که اونا رو در معاهدات اعلام می کنن وجود و حدود این تعهدات رو مشخص می سازند. پروفسور رونالد دورکین هم منشأ تعهدات و قوانین مهم رو در جامعه می داند. به گفته دورکین، “یه جامعه واقعی ،از یه جامعه محض، یا حتی از یه سیستم قوانین آسون تعهد متمایزه. یه جامعه واقعی و اصولی، جامعه ایه که اعضای اون قبول دارن که اونا تحت حاکمیت اصول عام هستن و نه فقط تحت حاکمیت قواعدی که در توافق یا صلح ای سیاسی گنجانده شده ان … اعضای یه جامعه اصولی، قبول می کنن که حقوق و تکالیف سیاسی اونا با تصمیماتی که نهادهای سیاسی شون انجام پایان نمی یابد، بلکه (این حقوق و تکالیف) کلا به مجموعه اصولی11 بستگی دارن که اون تصمیمات بیان کننده وجود اونا و مؤید اونا هستن. پس هر عضو قبول داره که بقیه دارای حقوقی هستن و اون تکالیفی داره که از اون مجموعه (اصول) ناشی می شن
…همچنین این حقوق و تعهدات به شرط پذیرش واقعی اون مجموعه از طرف اون نیستن؛ بلکه این تعهدات از این واقعیت تاریخی ناشی می شن که جامعه، اون مجموعه رو اختیار کرده و نه از این خیال که اگه انتخاب ً با اون بود اون اون مجموعه اصول رو انتخاب می کرد”.12
از این گفته اینجور نتیجه می شه که منشأ قدرت زور آور اصول عام تعهدات عام الشمول، نه در اراده و رضایت اعضاء (دولتا)، که در انجام اون اصول و تعهدات از طرف جامعهه و چون وضعیت عضویت رو جامعه به اعضای خود اعطا می- کنه، پس، باید به این دقت کنیم که این عضویت اعضاست که منشأ اصلی اصول عام هستش. به یاد این، تعهدات اساسی مثل “ضرورت اجرای تعهدات” و رعایت قوانین فرمون و هم تعهدات ergaomnes رااصول و تعهدات به دلیل عضویت یا به دلیل همکاری و جامعه میگن.13
عنوان “تعهدات ergaomnes به معنی تعهداتی که یه دولت در قبال کل جامعه بین المللی داره” هم از همین روست. پس، تعهد به رعایت معاهدات، تعهدیه در قبال کلیه اعضای جامعه.
پس از جنگ جهانی دوم حقوق بشر و هم ممنوع بودن مطلق تجاوز (و توسل به زور) با محوریت صلح و امنیت بین المللی (که به روشنی در ماده یه منشورملل متحد به عنوان هدف سازمان ملل متحد اعلام گردید) به رسمیت شناخته شدن و اینطوری، فرد انسان هم، هم ردیف دولت و گروه، صاحب حقوق شناخته شد. اینجوری، هر عضوی از این گروه سه تایی (یعنی دولت، گروه وفرد انسان) دارای جایگاه، حقوق و اهمیت خاص خود شدن، خیلی که اصل و لوازم بقایی14 هر کدوم به جدا و به شکل رسمی و حقوقی، تنظیم گردید؛ مثلاً، اگه حقوق ریشه ای بشری به عنوان حقوق و آزادیای غیرقابل سرپیچی حتی در شرایط لازم و جنگ هستن( بند12 از ماده 4 عهد بین المللی حقوق مدنی و سیاسی) و دولت نمی میتونه تحت هیچ شرایطی متعرض اونا شه( اصل بقایی انسان)، از طرف دیگه، دولت می تونه در شرایط لازم عمومی و جنگ که خطری استثنایی موجودیت ملت رو تهدید می- کنه، البته با رعایت اصول قید عدول (شامل اصل تعلیق استثنایی، اصل موقت یا گذرا بودن تعلیق، اصل نبود تعلیق حقوق ریشه ای و اصل تناسب)، بقیه حقوق و آزادیای بشری رو موقتاً به حال تعلیق درآورد ]بند 1 همون ماده(اصل باقی موندن دولت)[.
با همه این احوال، در نظم جدیدی که در زمان پس از منشور ملل متحد قرار گرفتن یافته( سیستم حقوق بشری)، اولویت از اون فرد انسان و حقوق و آزادیای خاص اوست و این اولویت شخص انسان نه هدف، که وسیله ای واسه رسیدن به هدف صلح و امنیت بین المللیه.
بر این پایه، بشر و حقوق اون از نظر حقوقی (هم حقوق داخلی و هم حقوق بین الملل) قوی کردن گردید، کنوانسیونای زیاد جهانی و منطقه ای (اروپایی،امریکایی) در حمایت از حقوق ریشه ای بشری به تصویب رسیدند و آخر، دیوان بین المللی دادگستری، با اعلام تعهدات بین المللی ergaomnesدر رأی خود در قضیه بارسلونا ترکشن در سال 1970، ظهور نظم جدید رو به اوج خود رساند.15
گفتار سوم: معنی فرد بیگانه
در ترمینولوژی حقوق واژه بیگانه اینجور تعریف شده:
کسی که بی تابعیت کشور معینیه نسبت به دولت اون کشور و افراد اون اجنبی( بیگانه) حساب می شه.16
فرهنگ کلمه Blacksدر این زمینه بیان می داره: “یه نفر خارجی کسیه که واسه ملت یا کشور دیگریه و یا تحت صلاحیت کشور دیگری قرار داره”.17
پس بیگانه شخصیه که خواه به دلیل دارا بودن تابعیت دولت دیگه و خواه به دلیل نداشتن تابعیت هیچ کشوری تبعه دولتی که در سرزمین اون حضور داره نمی باشه.18
واژه بیگانه یه معنی ً نسبیه چون که بیگانه بودن یه فرد وابسته به نحوه رابطه اون با یه کشور خاصه یعنی نداشتن تابعیت یه کشوره که باعث بیگانه بودن هستش. واسه مثال شخصی که تبعه دولت ایرانه اگه واسه انجام تحقیقات علمی و یا تحصیل به کشور فرانسه مسافرت کنه در جامعه فرانسه به عنوان بیگانه شناخته می شه.
بیگانگان رو میشه از حولوحوش جورواجور طبقه بندی نمود که در زیر به اختصار توضیح داده می شه:
1- از نظر شخصیت: از این حیث بیگانگان به دو گروه افراد حقیقی و افراد حقوقی تقسیم می شن افراد حقیقی که اکثریت بیگانگان رو شامل می شه همون آدما هستن که حقوق و تکالیف اونا باید متناسب با شأن و مقام انسان تعیین شه.
افراد حقوقی که از کل افراد انسانی ایجاد می شن که به یاد انتفاع یا هدفی دیگه با همدیگه همکاری می کنن و به باعث قانون دارای شخصیتی جداگونه از آدما ایجاد دهنده اون می شن( مثل شرکتهای تجاری، مؤسسات بیمه و …) هم دارای حقوق و تکالیفی می باشن که بر مبنای منافع دوطرفه دولت پذیرنده( محل فعالیت) و صاحبان اون شرکتها ومؤسسات شکل می گیرد.
کلا حقوق و تکالیف هر دو گروه یاد شده طبق قوانین و مقررات دولت پذیرنده قراردادهای بین دولتها و افراد و هم اصول و موازین حقوق بین المللی مشخص می- شه.
2- از نظر مناسبات با دولت اصلی: از این نظر هم بیگانگان به دو دسته تقسیم می شن. اکثریت اونا دارای رابطه عادی با دولت اصلی خود می باشن پس هیچ گونه خوف و هراسی در بازگشت به کشورشان نداشته و اگه در کشور محل اقامت آسیب یا ضرر ببینند و دولت محل اقامت درصدد جبران آسیب یا ضرر برنیاید می تونن حمایت سیاسی دولت اصلی خودشو خواستار شن، اما عده قلیلی از بیگانگان از داشتن رابطه و پیوند سیاسی و حقوقی با دولت دیگه محروم می باشن دراین بین بعضی مثل افراد آپاترید با هیچ دولتی رابطه سیاسی و حقوقی ندارن و اگه قبلاً گفته شد در صورت ورود آسیب یا ضرر از حمایت سیاسی محرومند و بعضی دیگه مثل پناهندگان که به دلایل جورواجور سیاسی، نژادی، مذهبی از کشور خودگریخته و به کشورهای خارجی پناهنده شده ان ً رابطه خودشو با دولت اصلی خود قطع نموده ودر صورت ورود آسیب یا ضرر تا وقتی که امکان اذیت و آزار از طرف حکومتشان وجود داشته باشه نمی میتونن حمایت سیاسی دولت اصلی خودشو خواسته کنه.
3- از نظر برخورداری ازمزایا و مصونیتهای ویژه: بیگانگان طبق برخورداری ازمزایا و مصونیتهای خاص در کشور محل اقامت هم به دو دسته تقسیم می شن: یه دسته مأموران سیاسی و کنسولی دولت فرستنده هستن که دولت محل مأموریت طبق قوانین عرف بین المللی و هم کنوانسیونهای 1961 و 1963 وین باید با اونا رفتاری ویژه و ممتاز از دیگه بیگانگان در جهت انجام وظایفشان به راه مطلوب داشته باشه. دسته دیگه دارای موقعیت یاد شده نبوده و با اونا درچارچوب قوانین کلی حقوق بین المللی و هم قوانین دولت محل اقامت رفتار می شه که خُب حقوق و تکالیف این افراد هم با توجه به وضعیتشان متفاوته. واسه مثال اشخاصی مثل کارگران که واسه کار به کشور دیگه می روش و یا کارکنان شرکتای تجاری و مؤسسات پولی که جهت انجام فعالیتای اقتصادی در کشور خارجی به سر می- برند چون فعالیتشان با اجازه دولت محل اقامته از حقوق و تکالیف گسترده تری بهره مند بوده و علاوه بر ایمنی جانی، اموالشان هم مصون از تعرضه و در مقابل دولت محل اقامت می تونه اونا رو به انجام تکالیفی مثل پرداخت مالیات وارد کنه، اما بیگانگانی دیگه مثل دانشجویان، جهانگردان، اعضای گروه های ورزشی وهنری و بقیه اشخاصی که بنا به دلایلی از یه کشور عبور می کنن دارای حقوق و تکالیف محدود تری هستن. بدیهیه که جون و ثروث اونا هم از تجاوز مصون هستش ولی اونا واسه مثال نمی میتونن از نظر قانونی در سرزمین مزبور اقدام به فعالیت اقتصادی کنه.
4- با توجه به خصیصه سیاسی تابعیت؛ یعنی ناشی شدن اون از حاکمیت دولتا. این دولتا هستن که تعیین می- کنن چه اشخاصی تبعه اونا هستن و یا واسه داشتن تابعیت اونا چه شرایطی باید موجود باشه.19 اثبات وجود رابطه تابعیت بین شخص و دولتی مشخص بر مبنای قانونگذاری همون دولته و این قوانین مثل قانون اساسی، قانون عادی و آیین نامهای مربوط می- باشن. هر چند تعیین تابعیت علی الاصول مربوط به قوانین داخلی یه دولت می شه مع الوصف صلاحیت دولت درباره این موضوع ممکنه از راه معاهده محدود شه. به این معنی که یه دولت می تونه با توجه به شرایط و خصوصیات خاص خود در مورد و چارچوبی که معاهده تعیین می کنه تابعیتش رو به بیگانگان بده. علاوه بر قوانین داخلی و عهد نامهای بین المللی بقیه اصول و موازین حقوق بین الملل مثل عرف بین المللی و اصول حقوقی عام در مورد تابعیت هم در امر تعیین تابعیت تاثیردارن و قوانین تابعیت یه کشور نباید مغایرتی با اونا داشته باشه.20
گرچه تعیین افراد هر دولت به قانونگذاری همون دولت متعلقه و دولتا در تعیین افراد خود از آزادی برخورداند ولی این اصل رافع حق افراد واسه داشتن تابعیت نمی باشه. بر این پایه مسأله ی طرق گرفتن تابعیت مطرح می شه که در قوانین داخلی دولتا تعیین می شه و مهم ترین اونا غیر از تولد، کسب تابعیت21ه که همیشه به بیگانگان مربوط می شه و هر دولتی بنا برشرایط ومقتضیات خود خواسته تابعیت رو قبول و یا رد می کنه.
گفتار چهارم: معنی حقوق بیگانگان
کلا حقوق بیگانگان طبق سه اصل هستش مقتضیات حقوق بین المللی عمومی، رفتار دوطرفه و قوانین داخلی.22
1- مقتضیات حقوق بین المللی عمومی

  • 1


دیدگاهتان را بنویسید