اولین آنتیبیوتیکهایی که جهت درمان بیماری سل به کار گرفته شدند، استرپتومایسین (Streptomycin) و پاراآمینوسالیسیک اسید (para aminosalicylic acid) بوده که در دهه 1940 تجویز شدند. این داروها به طور موفقیت آمیزی به صورت مجزا تجویز میشدند ولی بعد از مدت کوتاهی، مقاومت نسبت به این دو دارو دیده شد. در اواخر دهه 1950، ایزونیازید (isoniazid) را به رژیم درمان سل اضافه کردند. در ابتدا اتامبوتول و سپس در اول دهه 1970، ریفامپین معرفی شدند. پس از سه دهه، داروهایی به رژیم دارویی سل اضافه شد که در فاز I و II موارد بالینی مورد استفاده قرار میگیرند (Yam WC., 2006).
داروهای انتخابی خط دوم در درمان سل شامل فلوروکینولونها، آمیکاسین‌، کانامایسین، کاپرئومایسین، اتیونامید، پاراآمینوسیالیسیک اسید، سیکلوسرین، تیاکتازون میباشند. تمامی داروهای خط دوم درمان، گران قیمت بوده و کارایی و ویژگی پایینی داشته و سمیت بالایی دارند (Limeschenko E. et al., 2008).
تصویر2-1: مومیایی یافت شده در کـشور مصر،استخوان سـتون فقرات دارای بدشـکلی Pott،

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

کـه بهدلیل بیماری سـل ایـجاد میشود.
2-2. مایکوباکتریومها
مایکوباکتریومها، ارگانیسمهای میلهای شکل، نازک و بدون تحرک متعلق به خانواده مایکوباکتریاسه و رده اکتینومیستالها و کلاس اکتینومایسه میباشند ( .(Rastogi N. et al., 200lدر حال حاضر تا ژانویه سال 2010 تعداد 158 گونه مختلف در جنس مایکوباکتریوم شناسایی شده است (Limeschenko E. et al., 2008). این گونه ها طیف وسیعی از عفونتهای موضعی تا بیماریهای منتشر را در انسان و حیوانات ایجاد می کنند. اگرچه بعضی از گونهها فقط در انسان عفونت ایجاد میکنند، سایر گونهها از حیوانات گوناگونی جدا شدهاند. همچنین گونههای زیادی در آب و خاک یافت شدهاند. از بسیاری جهات، مایکوباکتریومها را بر اساس تفاوتهای بنیادی در اپیدمیولوژی و بیماری، به دو گروه اصلی:
1-کمپلکسمایکوباکتریومتوبرکلوزیس (مایکوباکتریوم توبرکلوزیس، مایکوباکتریوم آفریکانوم، مایکوباکتریوم بویس، مایکوباکتریوم میکروتی و مایکوباکتریوم کانتی) که کند رشد و کلنی آنها فاقد پیگمان میباشند .
2- مایکوباکتریومهای غیر توبرکلوزیس NTM29) یاMOTT30 ) تقسیم میکنند (Collins C.H. et al., 1997).
2-3. طبقهبندی مایکوباکتریومها
با ظهور تکنولوژی تعیین توالی اسیدهای نوکلئیک و ژنوتایپینگ این امکان به وجود آمده است که ارتباط بهتری در توصیف مجدد ژنوتایپینگ و فنوتایپینگ موجود، فراهم شود. چنانچه این موضوع در تشخیص گونههای جدید هم موثر بودهاست. نامگذاری باکتریها به وسیله کد بین المللی صورت گرفته و نام صحیح مربوط به طبقه باکتری بر اساس درج باکتری در منابع معتبر علمی که دارای نشر طولانی و اعتبار قانونی در مجامع علمی هستند صورت میگیرد. از اوایل ژانویه 1980 نام باکتریهای قبلی بر اساس لیست تائید شده نامگذاری باکتری31 انجام گرفت و هر باکتری که نام آن در لیست موجود نبود در نامگذاری قرار نمیگرفت. براساس علائم کلینیکی مهم، مایکوباکتریوم‌ها به 3 گروه اصلی طبقه‌بندی می‌شوند:

1- شدیداً پاتوژن، از جمله پاتوژن‌های انسانی شامل مایکوباکتریوم توبرکلوزیس و مایکوباکتریوم لپره و پاتوژن‌های حیوانی شامل مایکوباکتریوم بوویس.
2- پاتوژنهای فرصتطلب (یا پاتوژنهای بالقوه) شامل مایکوباکتریوم سیمیه32، مایکوباکتریوم آویوم و مایکوباکتریوم گزنوپی33.
3- ندرتاً پاتوژن شامل ساپروفیتهایی مانند مایکوباکتریوم فله‌ای34 و مایکوباکتریوم اسمگماتیس35.
در میان پاتوژن‌های بالقوه عبارت کمپلکس مایکوباکتریوم آویوم، مایکوباکتریوم اینتراسلولار-مایکوباکتریوم اسکوروفولاسئوم36 (MAIS) قبلا به گروهی از مایکوباکتریوم‌های کند رشد اطلاق می‌شد که از نظر خصوصیات ظاهری به هم شبیه و در برخی مواقع تفریق آنها از یکدیگر مشکل بود (Collins C.H. et al., 1997). امروزه واژه MAIS کاربرد چندانی ندارد بطوریکه با استفاده از تکنیک‌هائی مانند: هیبریدیداسیون اسید هسته‌ای DNA-hybridisition))، آنالیز آنتیژنی و توانایی ارگانیسم در هیدرولیز اوره، مایکوباکتریوم اسکوروفولاسئوم به راحتی از مایکوباکتریوم آویوم و مایکوباکتریوم اینتراسلولار قابل تقکیک است. واژه دیگری که بسیار کاربرد دارد کمپلکس مایکوباکتریوم آویوم (MAC) است که دربر گیرنده دو گونه مایکوباکتریوم آویوم و مایکوباکتریوم اینتراسلولار می‌باشد که قبلا تحت گونه مجزا به نامهای مایکوباکتریوم آویوم تحت گونه آویوم، مایکوباکتریوم آویوم تحت گونه پاراتوبرکلوزیس و مایکوباکتریوم آویوم تحت گونه سیلواتیکم تشکیل می‌گردید. در بین گروه مایکوباکتریوم آویوم، مایکوباکتریوم پاراتوبرکلوزیس به جهت نیاز به مایکوباکیتین در محیط کشت از بقیه به راحتی قابل تفریق است (میانگین تقسیم آن 48 ساعت ومدت زمان رشد حدود 16 هفته است) (Bull T.J and Shanson D.C., 1992).
معمولاً و نه الزاماً مایکوباکتریوم‌های فرصت طلب، پاتوژن‌هائی کند رشد با میانگین تقسیم 42-12 ساعت بوده و میانگین لازم برای رشد آنها در محیط کشت اختصاصی حدود 15 تا 28 روز است. البته این در مورد مایکوباکتریوم لپره استثنا می‌باشد که توانائی رشد بر روی محیط مصنوعی را نداشته و تکثیر آن در حیوانات آزمایشگاهی بین 7 تا 14 روز بطول میانجامد. در مقابل بسیاری از پاتوژنهای نادر یا گونه‌های دیگر مایکوباکتریوم‌های ساپروفیت هم وجود دارند که دارای رشد سریعی بوده و متوسط تقسیم آن‌ها بین 2 تا 6 ساعت متغیر است و زمان لازم برای رشد روی محیط کشت، در مورد باکتری‌های اخیر 1 تا 7 روز است (Salfinger M and Pfyffer G.E., 1994).
رانیون (Runyon) مایکوباکتریهای آتیپیک را بر اساس خصوصیات فنوتیپی مثل داشتن رنگدانه و سرعت رشد به چهار گروه تقسیم‌بندی نمود. گروههای یک، دو و سه تنها شامل مایکوباکتریهای کند رشد بودند، مثل ارگانیسمهایی که به بیش از یک هفته زمان برای رشد نیاز دارند، در حالیکه گروه چهار شامل گونه‌های سریع رشد بوده که به یک هفته یا کمتر زمان برای رشد نیاز دارند.
2-3-1. فتو کروموژن37
گروه یک رانیون شامل گونه‌های میباشد که کلنیهایشان تنها در حضور نور قابلیت ایجاد رنگدانه را دارند (گونه‌های مهم آن از نقطه نظر پزشکی شامل مایکوباکتریوم کانزاسی و مایکوباکتریوم مارینوم می‌باشد).
2-3-2. اسکوتوکروموژن38
گروه دوم شامل گونه‌های اسکوتوکروموژن بوده (کلنیهای آنها در حضور و یا در غیاب نور تولید رنگدانه مینماید) که می‌توان از مایکوباکتریوم گوردونه و مایکوباکتریوم اسکوروفولاسئوم نام برد.
2-3-3. غیر کروموژن39
گروه سوم شامل گونههای غیر کروموژن میباشند (کلنیهای بدون رنگ ایجاد میکنند) شامل مایکوباکتریوم آویوم، مایکوباکتریوم اینتراسلولار و مایکوباکتریوم گزنوپی میباشند.
2-3-4. سریع الرشد40
گروه چهارم رانیون شامل مایکوباکتریومهای سریع الرشد (گونههای مهم از نظر پزشکی شامل مایکوباکتریوم فورتوئیتوم و مایکوباکتریوم شلونئی است) (David H.L. et al., 1987).
2-4. باکتریولوژی سل
گونههای پاتوژنیک به کمپلکس مایکوباکترویوم توبرکلوزیس تعلق دارند. مایکوباکتریومها، باسیلهای غیرمتحرک و بدون اسپور هستند. محتوی گوانین و سیتوزین (G+C) در این باکتریها نزدیک به 61-71% میباشد. محتوی لیپیدی این باکتریها احتمالا بیشتر از تمام باکتریها میباشد. مایکوباکتریوم و سایر جنسهای نزدیک (کورینه باکتریها، گوردونا، تسوکامورلا، نوکاردیا، رودوکوکوس و دایتزیا Dietzia)) دارای ساختار و ترکیبات دیواره سلولی مشابهای هستند Barrera L., 2007)).
اعضای کمپلکس توبرکلوزیس، عوامل مختلفی هستند که توانایی ایجاد سل در انسان را دارند. این عوامل از لحاظ میزبان، مخزن و قابلیت انتقال از حیوانات، از هم تفکیک میشوند. M. tuberculosis و واریانتها یا زیر تیپهای منطقهای مایکوباکتریوم افریکانوم (Mycobacterium africanum) و مایکوباکتریوم کانتی (Mycobacterium canetti) پاتوژن های اولیه در انسان هستند. مایکوباکتریوم بوویس (Mycobacterium bovis) و مایکوباکتریوم میکروتی (Mycobacterium microti) عامل بیماری سل در حیوانات هستند که میتوانند به انسان منتقل شوند. بعضی از سویه های خاص جدا شده از بزها و خوک های آبی به نام مایکوباکتریوم کاپره (Mycobacterium caprae) و مایکوباکتریوم پینیپدی (Mycobacterium pinnipedi) که گاهی به عنوان زیرگونه یا واریانتهایM. bovis نامگذاری میشوند، نیز می توانند باعث ایجاد بیماری در انسان شوند. شاید محیط های مختلف این گونهها باعث تفاوتهای مهم میکروبیولوژیکی اعضای این کمپلکس شده است. گونههای اشاره شده به همراه سویههای واکسن BCG اعضای کمپلکس را تشکیل میدهند (جدول 2-1). شباهت بالای ژنومی اعضای کمپلکس نیز از نکات قابل ذکر میباشد. البته روشهای مولکولی برای تفریق گونههای کمپلکس مایکوباکتریوم ابداع شده است Barrera L., 2007)).
توبرکلوزیس هنوز به عنوان یک معضل بهداشتی در دنیا مطرح می باشد و تقریبا یک سوم از مردم دنیا به این باکتری آلوده میباشد. تخمین زده میشود که بین سالهای 2000 تا 2020 نزدیک به 1 بیلیون به میکرب سل آلوده خواهند شد و 200 میلیون از این جمعیت دچار بیماری شده و 35 میلیون نفر در اثر این بیماری خواهند مرد (Boer As. et al.,1999). تشخیص اولیه به همراه درمان کافی و تدابیر پیشگیری برای کنترل انتقال بیشتر بیماری سل مورد نیاز میباشد. بعلاوه به دلیل میزان بالای اخیر شیوع عفونتهای ناشی از مایکوباکتریومهای آتیپیک به ویژه در مبتلایان به ایدز و افراد دچار نقص ایمنی، تشخیص درست وصحیح گونه مایکوباکتریایی برای اتخاذ تدابیر درمانی درست، ضروری میباشد . (Neonakis I.K. et al., 2008)
جدول 2-1: تاکسونومی اعضای کمپلکس توبرکلوزیس
2-5. مورفولوژی و خصوصیات میکروسکوپی
باسیل سل انسانی به صورت میلهای باریک، کمی خمیده به طول 2 تا 4 میکرون و قطر 2/0 تا 5/0 میکرون است که قطر آن در تمام طول ممکن است یکسان باشد. ولی اغلب به صورت دانهدار با واکوئولهای بیرنگ و دانههایی که به شدت رنگ پذیراند و به فواصل نامنظم از یکدیگر قرار دارند دیده میشود. در محیط کشت، اشکال کوکوئید تا رشتهای ممکن است دیده شود (Harrison T.R., 2003) )تصویر 2-2).
تصویر2-2: عکس برداری توسط میکروسکوپ الکترونی ازM. tuberculosis
مطالعه با میکروسکوپ الکترونی نشان میدهد که مایکوباکتریومها پروکاریوت هستند و مواد هسته، از جمله DNA، به وسیله غشا از سیتوپلاسم جدا نیستند. شکل آنها به وسیله یک دیواره ضخیم و محکم شامل دو لایه حاجب- الکترون که به وسیله لایه کم تراکم دیگری از یکدیگر جدا شدهاند حفظ میشود و حذف دیواره سلولی به کمک مواد شیمیایی، شکل میلهای آنها را به صورت ساختمان کروی یا اسفروپلاست تغییر میدهد (. (Kohn., 1986
هسته مایکوباکتریومها شامل رشتههایی است که احتمالا یک مولکول DNA مارپیچی دراز به طول 30 آنگستروم میباشند. به نظر میرسد که مایکوباکتریها، ارگانیسمهای یک هستهای هستند. بررسیهای بیوشیمایی نشان میدهد که DNA مایکوباکتریومها یک مولکول دو رشتهای حاوی مقادیر زیاد گوانین و سیتوزین است و وزن مولکولی آن در حدود 109× 6/4-5/2 دالتون برآورد شده است (Segundo A., et al., 2000 (Kohn., 1986 ; .
2-6. خصوصیات رشد
بر خلاف سایر باکتریهای بیماریزا که بیهوازی یا هوازی اختیاری هستند، باسیل سل هوازی اجباری است و میتواند در محیطهای کشت مصنوعی ساده حاوی گلیسرین به عنوان منبع کربن و املاح آمونیوم به عنوان منبع ازت رشد کند. آسپاراژین یا مخلوطی از اسیدهای آمینه معمولا به محیط کشت افزوده میگردند تا شروع رشد را تسهیل و سرعت آن را بهبود بخشند. اگرچه مایکوباکتریومها به اثر مهار کننده مواد چربی در محیط کشت خیلی حساسند ولی مقادیر اندک اسیدهای چرب با زنجیر طویل موجب تحریک آنها میشوند.PH مناسب رشد مایکوباکتریوم توبرکلوزیس حدود 6 تا 8 و pH متوسط 8/ 6- 5/6 است اختصاصات رشد بر حسب سویه باسیل، محیط رشد و غیره متفاوت است. رشد باسیل سل در محیطهای کشت جامد، مثل محیط تخم مرغ، انبوه و فراوان است و پرگنهها برجسته، زبر با ظاهری گل کلمی یا مخروطی نا منظم، خشک و شکننده میباشد (تصویر2-3). سرعت رشد باسیل سل چه در محیط کشت و چه در بدن حیوانات کند است ولی بعضی از مایکوباکتریومهای ساپروفیت رشد سریعتری دارند و به طور کلی سرعت رشد مایکوباکتریومها خیلی آهسته تر از سایر باکتریها است (Segundo A. et al., 2000 ; Kohn., 1986).
تصویر2-3: کلنیهایM. tuberculosis روی محیط لونشتاین جانسون
2-7. فیزیولوژی مایکوباکتریوم توبرکلوزیس
مایکوباکتریومها در حین عفونت به جای چرخه کربس از چرخه گلی اکسالات استفاده میکنند (Barrera., 2007).
به خاطر وجود مایکولیک اسید41 در دیواره سلولی مایکوباکتریومها، به صورت یک لایه محافظ میباشد که باکتری را در مقابل دزانفکتانها، ترکیبات سمی و آنتیبیوتیکها مقاوم میکند (Neonakis I.K. et al., 2008).
در انتقال مواد غذایی در مایکوباکتریومها غشاء داخلی و غشاء خارجی دخالت دارند.
2- 7- 1. انتقال مواد غذایی توسط غشاء خارجی
انتقال ترکیبات هیدروفیلیک
پورینها پروتئینهای غیراختصاصی میباشند که تشکیل کانالهایی را میدهند که در انتقال ترکیبات هیدروفیلیک در باکتریها نقش دارند اولین پورین کشف شده در مایکوباکتریومها mspA میباشد و حذف آن در مایکوباکتریوم اسمگماتیس جذب سفالوسپورین و گلوکز را به ترتیب 9 و 4 برابر کم میکند و حذف آن سبب کاهش رشد میکروبها میشود . (Stahl C. et al., 2001)
انتقال ترکیبات هیدروفوبیک
ترکیبات هیدروفوبیک (غیر الکترولیتها) به راحتی میتوانند از غشاء خارجی عبور کنند با توجه به اینکه غشاء خارجی به صورت نامتقارن و هیدروفوب میباشد و بیشترین نقل و انتقال در غشاء خارجی در دمای 70-60 درجه سانتیگراد صورت میپذیرد و در این دما لیپیدها بیشترین کاهش سیالیت غشاء را دارند. و مایکولیک اسید نقش زیادی در میزان سیالیت غشاء دارد و مواد هیدروفوبیک جهت عبور از غشاء باید ابتدا در چربی حل شوند و به علت انتقال راحتتر چربیها نسبت به مواد قندی این ترکیبات به عنوان منبع کربن میباشند و مشخص میشود که چرا آنزیم ایزوسیترات لیاز (isocitrate lyase) جهت رشد و بقاء M. tuberculosis در درون ماکروفاژ لازم میباشد و بیان ژنهایی که در اکسیداسیون اسیدهای چرب نقش دارند افزایش مییابد .( Liu J. et al., 1995)
2-7-2. انتقال توسط غشاء داخلی
2-7-2-1. انتقال ترکیبات حاوی کربن
کربوهیدراتها
سیستم ABC و FMS در انتقال کربوهیدارتها در مایکوباکتریومها دخالت دارند به اثبات رسیده است که سیستمهای ABC که در انتقال کربوهیدراتها نقش دارند در افزایش ویرولانسM. tuberculosis در موش نیز نقش دارند با توجه به اینکه در شرایط در شیشه گلیسرول به عنوان منبع کربن میباشد ولی هیچگونه پرمئازی در رابطه با آن تا به حال شناخته نشده است (Schanappinger D. et al., 2003).
انتقال ترکیبات حاوی کربن- لیپید
بعد از عفونت، منبع کربن از کربوهیدراتها به لیپیدها تغییر میکنند و آنزیمهای ایزوسیترات لیاز و مالئاتسنتتاز maleate synthesis)) جهت ویرولانس لازم میباشند و این به آن معنا میباشد که لیپیدها در حین عفونت به عنوان منبع کربن در مایکوباکتریومها میباشند و چرخه گلیاکسالات ضروری میباشند و بتا اکسیداسیون لیپیدها رخ میدهد .(Paula S. et al., 1996)
2-7-2-2. انتقال ترکیبات غیر کربن
فسفر جهت تامین سنتز DNA و فسفولیپیدها در داخل باکتری ضروری میباشد و فسفر در داخل ماکروفاژها جهت استفاده مایکوباکتریومها محدود میباشد جهت رشد و تکثیر مایکوباکتریومها در داخل ماکروفاژها ضروری میباشد و بعد از ایجاد عفونت بیان ژنهایی که در انتقال فسفر به داخل میکروب نقش دارند افزایش مییابد و پورینها قادر به انتقال فسفر به داخل باکتری میباشند (Wheeler P.R. et al., 1990).

  • 1

دیدگاهتان را بنویسید