چكيده:

هدف اصلي اين مطالعه مقايسه استرس دانشجويان بومي و جز بومي دانشگاه آزاد اسلامي واحد ابهر ه. جامعه تحقیق حاضر رو كليه دانشجويان بومي و جز بومي دانشگاه ازاد اسلامي واحد ابهر تشكيل مي دادند. تعداد افراد مورد مطالهه در اين تحقيق60 نفر كه به طور تصادفي انتخاب شده ان.

با اجراي پرسشنامه اي كه حاوي 23 سوال ه ميزان استرس آزمودنيها سنجيده شد. مسئله مورد تحقیق عبارت بود از اينكه آيا بين ميزان استرس دانشجويان بومي و جز بومي دانشگاه آزاد اسلامي واحد ابهر فرق معني داري وجود داره؟

براي تجزيه و تحليل داده از آزمونt مستقل براي گروهها استفاده شد. نتايج نشون دا كه فرق دو گروه در ميزان استرس معني دار بود.

تعريف عملياتي مفاهيم و اصطلاحات:

در تحقیق حاضر ميزان استرس اون چيزي ه كه آزمون استرس در دانشجويان بومي و جز بومي انجام مي شه.

 

 

 

مقدمه :

بحث در مورد استرس يا فشار رواني در طي قرون گذشته دچار تحولات و فراز و نشيبهاي گوناگون شده ه. اولين بار واژه استرس براي رسانيدن معنی فشار فيزيكي بكار برده شده و فيزيكدانان طبق فرمول ثابت كرده ان كه هر چه نيروي وارد بر سطح زیادتر باشه فشار حاصله زیادتر هستش و به اين نتيجه رسيدند كه هر چه نيرو افزايش يابد در صورتيكه سطح ثابت باشه فشار به همون نسبت افزايش مي يابد با توجه به اين مسئله بود كه كلودبرنارد فيزيولوژيست قرن 19 یاد نشون ساخت كه قسمتهاي مختلف بدن موجودات زنده بوسيله محيطي مايع مثل احاطه شده ه كه براي ادامه زندگي بايد ثبات داشته باشه و به نظر اون تموم ساختارهاي فيزيولوژيك اون هدفشان تنها حفظ اين ثبات ه. بعد اون دسته كانون نظرات كلودبرنارد رو گسترش داد و براي اولين بار اصطلاح فيزيكي فشار رو در فيزيولوژي بكار برد بدنبال كارهاي كانون، هانس سليه(1930) تعريفي نوين و كاملا متفاوت براي فشار ارائه داد. سليه با تاكيد بر سيستم اندوكريني عقیده داره كه تحت تاثير هر عامل يا محركي تغييرات حفاظتي سازگاركننده ايي در ارگانيسم روي مي دهد به نظر هر محرك فشار زا اگه فشار كافي داشته باشه ممكن ه باعث ايجاد واكنش شه كه اون آنرا ((سندرم سازگاري عمومي)) ناميده ه و عقیده داره استرس يا فشار رواين عبارت ه از مجموعه واكنش جز اختصاصي كه تحت تاثير محركهاي گوناگون در ارگانيسم ايجاد مي شه بعدا نظرگاه ديگري ارائه گرديد و براي تعريف استرس سه مدل طراحي شده ارائه نمود. در اولين مدل استرس به عنوان يك محرك يا حادثه محيطي تعريف شده كه فشار زياد و بيش از حد بر ارگانيسم بوجود مي بیاره. در دومين مدل استرس به عنوان يك پاسخ فيزيكي و بدني نسبت به حوادثي كه تعادل رو بر هم مي زند تعريف شده و در سومين مدل استرس به عنوان ارزيابي شناختي تعريف شده ه كه باعث درك اين موضوع مي شه كه تقاضاها و توقعات محيطي زیادتر از توانايي ا براي روبه رو با اون ه. فرويد عقیده داره تا زمانيكه خصلت محيط تغييز نكرده ه قدرتهاي انطباقي مي میتونه تعادل بين ارگانيسم و محيط رو بوجود بیارن و الگوئي معمول رفتار ادامه يابد. وقتي از ضربه يا فشار صحبت مي كنيم منظورمان اين ه كه بعضي از خصوصيتهاي محيط تغيير كرده ه. اين تغييرات باعث مي شه كه روش سازگاري قبلي براي انطباق با محيط جديد كافي نباشه به دنبال اين تغييرات اعتماد به نفس از بين مي رود و در علاقه و انگيزه براي فعاليت حاصل مي شه و فرد دچار اختلال مي شه. پاولف براي تبيين اثرات استرس عقیده داره كه وقتي بيش از تحمل سيستم عصبي باشه فروپاشي عصبي فرا مي رسد در اين حالت ويژگي هاي رفتار قبلي تغيير مي آروم ميزان استرس كه سيستم بدن مي میتونه تحمل آروم به باعث وضع جسمي فرق مي آروم. اگه تحريك بيش از حد به مدت تقریبا طولاني ادامه يابد صرف نظر از نوع سيستم عصبي ما با فروپاشي سيستم عصبي روبرو مي شويم.

تموم مشكلات افراد از تفكرات جادوئي و موهومي اونا سرچشمه مي گيرد. در سال 1960 ريچارد هازاروس[1] معنی ارزيابي رابراي تبيين اثرات ناشي از استرس وارد فرايند مي آروم اون واضع اين نظريه ه كه ديدگاه ا اتفاق ا رو بوجود مي بیارن اون عقیده داره كه وقتي با محركي روبرو مي شويم سه نوع واكنش نشون مي دهيم يا واكنش نامربوط و بي رابطه ه يا واكنش استرس زاست كه تموم مشكلات ما به یاد واكنش هاي استرس زاست.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فرضيه :

مقايسه استرس دانشجويان بومي و جز بومي دانشگاه آزاد اسلامي واحد ابهر.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اهميت تحقيق:

افراد جامعه كنوني بيش از قبل نسبت به استرس و پيامدهاي اون هشيار شده ان. استرس عموما به عنوان بيماري عظيم معاصر و بيماري جديد تمدن در نظر رفته مي شه و بطور فزاينده اي خیال شده كه استرس ما رو به طرف آسيب پذيري زیادتر مشکلات رواني و جسمي هدايت مي آروم.

رويدادهاي مختلفي از قبيل تولد بچه، از دست دادن يكي از والدين به دلیل مرگ يا طلاق، خروج فرزندان از كانون خانواده، بيكاري، مشكلات اقتصادي و… باعث استرس مي شن و كنش روي فرد رو در قلمرو اجتماعي ، رواني ، جسمي ، تحصيلي و خانوادگي تحت تاثير قرار مي دهند.

هر شخص در طول زندگي خود به درجات در خطر موفقيت هاي استرس زاي پنهون قرار مي گيرد. اما اعتقاد به اينكه فرد مي میتونه بر حوادث استرس زا تسلط داشته باشه كمك مي آروم به فرد كه رويارويي خود رو تعيين آروم و برمحيط خود تاثير گذار باشه و نتايج مورد علاقه رو فراهم آروم مي میتونه عامل مهمي در تعديل و كاهش استرس باشه تا افراد بتونن موثرتر و كارآمدتر عمل نمايند پس با توجه به اهميت موضوع ميزان استرس بين دانشجويان بومي و جز بومي دانشگاه آزاد اسلامي واحد ابهر مورد مقايسه قرار گرفت.

هدف تحقيق:

چیزی که ربط به هدف اين تحقیق مي باشه مقايسه استرس دانشجويان بومي و جز بومي ه و تبيين و شناسايي اين نكته كه افراد در برابر موقعيتهاي استرس زاد دستخوش تغيير مي شن يا نه و چون دانشجويان بیشتر جامعه دانشگاهي رو تشكيل مي دهند نتايج اين تحقيق مي میتونه در جهت آگاه درست کردن افراد ذيصلاح جهت برطرف كردن مسائل و مشكلات اونا باشه كه باعث پيدايش و يا افزايش استرس در دانشجويان مي شن.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فرضيه هاي تحقيق:

بين ميزان استرس دانشجويان بومي و دانشجويان جز بومي فرق معني دار وجود داره.

تعريف عملياتي اصطلاحات:

دانشجويان بومي: منظور افرادي هستن كه محل تحصيل اونا در محل سكونتشان ه و حداقل 4 سال سكونت دارن.

دانشجويان جز بومي: منظور افرادي هستن كه محل تحصيل اونا با محل سكونتشان متفادت ه.

تعريف نظري استرس :

استرس به معني فشار و تنش ه و به حالتي كه انسان در برابر موقعيت هاي ناخوشايند از خود بروز مي دهد گفته مي شه. به بيان دیگه وقتي فرد با محركهاي جز معمول روبرو مي شه سعي مي آروم خود رو با موقعيتهاي جز عادي سازگار كرده و انطباق دهد، واكنش جسمي و رواني حاصل از تلاش رو استرس مي گويند.

 

 

 

 

 

 تعريف استرس:

اصطلاح استرس از زبان انگليسي گرفته شده ه و معادل دقيق اون در فارسي كلمه فشار ه كه البته تضادي وسيع و طيف گسترده اون رو نمي رساند.

اين اصطلاح حداقل از قرن پانزدهم در زبان انگليسي مورد استفاده قرار گرفته ه در اين زبان كلمه استرس رو به معناي فشار يا كشش فيزيكي بكار مكي بردند. تا قرن هفدهم كاربرد اون در حوزه هاي مهندسي و معماري تعيم يافته و از اون پس اين كلمه در معنی سختي و فلاكت در مورد انسان هم مورد استفاده قرار گرفت. به عبارت دیگه فشار وارده بر فرد جايگزين فشار وارده بر شي شده بود در اوايل قرن بيستم سليه و بعضي دیگه استرس رو در رابطه با اختلال روان تني و بعنوان يك عامل بيماريهاي جسمي و رواني مطرح نمودند(بلورچي،1367)

بعدا در سال 1930 هانس سليه تمايز بين دلیل مشکلات بدني و اثرات اون رو مطرح نموده و علل يا محرك هاي خارجي رو تحت عنوان عامل استرس و حالت عدم تعادل بدن رو تحت عنوان استرس معرفي كرد( بلورچي، 1367) براي شناسائي زیادتر واژه استرس بايد به تاريخچه اون برگرديم. يعني زمانيكه اين واژه براي رسانيدن معنی فشار فيزيكي بكار برده مي شد فيزيكدانان طبق فرمول  ثابت مي كنند هر چه نيروي وارده بر سطح زیادتر فشار حاصله زیادتر هستش. P يا فشار و واحد اون پاسكالF يا نيرو و واحد اون نيوتن و A يا سطح واحد اون متر مي باشه. حال اگه يك نيوتن نيرو بر روي يك متر مربع سطح وارد كنيم يك پاسكال فشار خواهيم داشت. هر چه نيرو افزايش يابد در صورتيكه سطح ثابت باشه فشار به همون نسبت افزايش مي يابد. با توجه به اين مسئله كلودبرنارد فيزيولوژيست قرن 19 یاد نشون مي سازد كه قسمت هاي مختلف بدن موجودات زنده بوسيله محيطي مايع مثل خون احاطه شده كه براي ادامه زندگي بايد بطور دائمی وجود ثبات داشته باشه به نظر اون هدف تموم ساختارهاي فيزيولوژيك تنها حفظ اين ثبات اسن.( فونتانو1990)

اين نظرات بوسيله والتر كانون گسترش يافت و اون براي اولين بار اصطلاح فيزيكي فشار رو در فيزيولوژي بكار برد. اون عقیده داره يك دسته شبكه عصبي بیشتر اعضاي بدن رو به هم مرتبط مي آروم كه هنگام فشار، واكنش موجود زنده مجموعه كوششي ه براي تضمين بقاي بدن با توجه به اصل جنگ و گريز( ديويد فونتانو،1990)

هانس سليه 1930 تعريفي نوين و كاملا متفاوت براي فشار ارائه داد. سليه با تاكيد بر سيستم آندوركيني بر اين نظر ه كه تحت تاثير هر عامل و يا محركي تغييرات حفاظتي و سازگار كننده ائي در ارگانيسم روي مي دهد. به نظر وي هر محرك فشار رو اگه فشار كافي داشته باشه ممكن ه باعث ايجاد واكنش كه اون آنرا سندرم سازگاري عمومي ناميده ه بشه. ( ديويد فونتانو،1990)

خصوصيات اين سندرم عبارتست از ازدياد ترشحات هورمونهاي بخش قشري بالا كليه بر اثر تحريكات غده هيپوفيز مغز كه باعث واكنشهاي فيزيولوژيكي مي شه. سليه به هنگام طرح تاريخي اين موضوع چنين مي گويد: استرس عبارتست از مجموعه واكنش جز اختصاصي كه تحت تاثير محركهاي گوناگون در ارگانيسم ايجاد مي شه.( ديويد فونتانو،1990)

بر خلاف تصورات ايجاد شده بود و بايد گفت كه سليه هم اول چنين تصور مي شه استرس تنها تحت تاثير عوامل زيان آور روي ارگانيسم ايجاد نمي شه.

سليه مي گويد: هر چيز خوشايند يا ناخوشايند باعث استرس مي شه يك ضربه درد آور به همون ميزان مي میتونه دلیل يك استرس شه كه يك بوسه دوستانه ( ديويد فونتانو،1990)

سليه (1990) عقیده داره كه استرس از نظر ماهيت اختصاصي اما اصل جز اختصاصي داره . اختصاصي بودن ماهيت اون يعني اينكه داراي تغييرات قالبي و تکراری ائي يكسان و خاص ائي ه كه مهمترين اون عبارتند از واكنش غذه قشري بالا كليوي، بخش پيشين هيپوفيز، كاهش ميزان ائوزينوميل در خون و رشد فرايندهاي زخمي در دستگاه گوارش، اما غيز اختصاصي بودن ان از ان نشر ه كه استرس بر اثر محرك هاي گوناگون بوجود مي آيد. تظاهر باليني وضعيت استرس رو سندرم سازگاري عمومي نام گذاري شده داراي سه مرحله ه( ديويد فونتانو،1990)

الف) واكنش اخطار دهنده

ب) مرحله مقاومت

ج) مرحله تحليل و واماندگي

مرحله اخطار يا بحراني شامل دو بخش ه:

  • بخش شوك
  • بخش ضد شوك

در صورت ارائه استرسور زیاد قوي ممكن ه ارگانيسم در مرحله اخطار يا بحراني دچار مرگ شه اگه اين حالت اتفاق نيفتد تحت تاثير محرك بالا فعاليت بخش پيشين هيپوفيز افزايش پيدا كرده و در نتيجه اون فعاليت بخش قشري غده بالا كليه شدت مي يابد هورمون گلوكور كورتيكوئيد آزاد مي شه اين هورمونها باید به این دقت کنیم که ضد حساسيت و ضد هيجاني هستن.

سليه اين موردها رو عوامل سازگار كننده مي داند چون وجود شون به ارگانيسم امكان مي دهد تا تاثير مخرب مرگهاي گوناگون داخلي و خارجي رو خنثي آروم واكنش هورمون هيپوفيز و غدد بالا كليه اين امكان رو به ارگانيسم مي دهد كه به مرحله افزايش مقاومت منتقل شه در اين مرحله اگه سازگاري ايجاد شد تاثير محرك وارده خنثي مي شه و اگه شدت محرك مانع از ايجاد سازگاري شه مرحله ديگري كه نشون بارز اون تحليل رفتن نيروهاي دفاعي ارگانيسم و حتي مرگ ه در اين مرحله بينش حساسيت متقابل هم ايجاد مي شه كه در اون حساسيت ارگانيسم نسبت به تاثير محرك دیگه زياد مي شه.( ديويد فونتانو،1990)

نظرگاه ديگري كه درباره به استرس ارائه شده ه اين ه كه براي تعريف استرس سه مدل طراحي شده رو ارائه مي نمايد. در اولين استرس به عنوان يك محركبا حادثه محيطي تعريف مي شه. كه رفتار و بيش از حدي رو براي ارگانيسم بوجود مي بیاره. در دومين مدل استرس زا به عنوان يك پاسخ فيزيكي و بدني نسبت به حوادثي كه تعادل و آرامش ما رو بر هم مي زند تعرف مي آروم در سومين مدل استرس رو به عنوان ارزيابي شناختي تعريف شده ه كه باعث درك اين موضوع مي شه كه تقاضا و توقعات محيطي زیادتر از توانايي ما براي مقابل با اونا نيست( ديويد فونتانو،1990)

بر مبناي اين تعاريف ه كه دو مدل استرس ارائه شده ه كه هر کدوم سعي مي كنند چگونگي بوجود اومدن اثرات استرس رو تبيين آروم اين مدل ا مكمل يكديگرن و ما رو در يكدتصوير كامل از چگونگي جريان استرس كمك مي آروم.

مدل تحريك بيش از حد

وقتي كه ما مي گوييم فشار زياد، سرو صدا، شلوغي و… استرس زا هستن باید به این دقت کنیم که معتقديم كه استرس ذاتاً يك محرك و يا تحريك ه گاهي اوقات اين عوامل به عنوان استرسور مطرح مي شن كه بازم منظور اين ه كه اين محركات بطور ذاتي و خودكار بيش از توانائي و استعداد ما براي مقابل با اونا هستن. انسان در دريافت اطلاعات و محركات محيطي محدوديت خاصي داره يعني مقدار اطلاعاتي رو كه در زمان كوتاهي مي توانيم آنرا به جريان بياندازيم محدود ه ما در برخورد با تهديدهاي محيطي تعبير و تفسير اطلاعات جديد و مقاومت در برابر پريشاني و آشفتگي و تصميم گيري درباره چگونگي دعمل تموم انرژي ذهني و شناختي خود رو صرف مي كنيم حال اگه نيازها و تقاضاهاي ادامه يابد خستگي جاي اون رو مي گيرد و خستگي به نوبه خود توانايي ما رو در عمل نسبت به اطلاعات جديد كاهش مي دهد و اگه نيازها همچنان ادامه يابند دقيقاً استرس زا می شن و در اون صورت نسبت به محركات حساس شده و نمي توانيم بطور روشن و آشكار فكر كنيم البته در انسان محركهاي بيش از حد توان بطور خودكار و اتوماتيك باعث پاسخ مي شه پس استرس به عنوان محرك مطرح مي شه( لئومكه برگ. 1982).

ارزيابي شناختي

مدل دومي كه درباره به تعريف استرس ارائه شده ه چنين خیال مي آروم كه يك موقعيت استرس زا به تنهايي نمي میتونه برانگيزاننده باشه مگر اينكه ما رو به عنوان يك محرك نامناسب ادراك كنيم يعني اينكه معتقد شويم كه نيازهاي محيط بيش از منابع و توانايي براي مقابل با اونا هستن گر چه محيط تعيين كننده پاسخ استرس ما ه اما به تنهايي كافي نيست بلكه استرسهاي محيطي از يك فيلتر با ديد شناختي عبور مي كنند بطوريكه تفكرات ما درباره خودمون باید به این دقت کنیم که تعيين كننده پاسخ اصلي ماست عوامل زيادي در ادراك يك حادثه بعنوان استرس زا تاثیرگذار كه دو تا از مهمترين اونا توانايي در قبل بيني و كنترل چیزی که اتفاق مي افتد مي باشه عدم توانايي در قبل بيني و يا از دست دادن كنترل دو عامل مهمي هستن كه ما رو به تجزيه و تحليل يك حادثه به عنوان ايتري زا راهنمايي مي آروم.(لئومكه برگ)

برانگيختگي استرسورها

از طريق تاثيري كه دقيقاً در بدن مي گذارند و يا از طريق تفكر. پاسخ استرس رو فعال مي آروم و باعث برانگيختگي فيزيولوژيكي مي شن.

استرس . سيستم عصبي خود مختار . سيستم ان و گزين. سيستم ايمني و مغز رو تحت تاثير قرار مي دهد و روان شناسان فيزيولوژيك استرس زا به عنوان يك پاسخ بدن به حادثه اي كه آرامش و تعادل حياتي رو به هم مي زند توصيف مي كنند.

خيلي ا معتقدند كه حالت ناراحتي و حتي خیلی وقتي رخ مي دهد كه بدن از حالت آرامش و تعادل خود توسط برانگيختگي خارج شه.

2) نكته اساسي رو بايد در مورد استرسورها در نظر گرفت:

– استرسورهاي مثبت به همون اندازه استرسورهاي منفي مي میتونه باعث پاسخ استرس مي شه. يعني استرسورها تنها منفي نيستند.

– استرسورها زیادتر جنبه فردي و شخصي دارن يعني محرك هاي استرس رو يا استرسورها توانائي برانگيختگي پاسخ استرس رو در همه افراد ندارن.

البته نتايج تحقيقات تجربي نشون داده ه كه گروهي از استرسورها وجود دارن كه در بين افراد جامعه جنبه كلي و عمومي دارن. مطالعاتي كه در سال 1967 توسط هلمز و راهه انجام گرفته بعضي از اين استرسورها رو مشخص كرده ه.( بلورچي 1367)

2) پاسخ استرسي:

پاسخ استرسي كه رد اثر اعمال استرسورها به وجود مي آيد بصورت مجموعه ائي از واكنش هاي فيزيولوژيكي،ذهني، شناختي و رفتاري ه. واكنش شناختي و ذهني شامل تغييرات در حالت خلق و خو، تغييرات سر خودي تا تنش و افسردگي، مشكلات، در تمركز خستگي و… فرد ه. واكنش رفتاري شامل پاسخهاي آشكار و روشن به استرسورها يعني پاسخها هم مي میتونن بصورت خشونت زياد و پرخاشگري آشكار و هم بصورت اجتناب و دوري كردن از برخورد با استرسورها باشن.”ناشكيبائي، اختلال در عملكرد جنسي و…”(بلورچي،1367)

منابع استرس:   عوامل متعددي در بروز استرس تاثیرگذار هستن و بعضی ربط به تقاضاهاي محيطي و يا محرومتهاي خارجي هستن و بعضی ربط به عوامل دروني و محروميت داخلي مي باشن در اين قسمت به بعضي از منابع كه همون استرسورها هستن اشاره مي شه:

الف) حوادث ضربه زننده: اين دسته از استرسورها زیادتر از ساير موردها مورد بررسي قرار گرفته ان اين حوادث ضربه زننده موقعيتهائي هستن كه از خطرات استثنائي كه معمولا خارج از تجربه هاي معمولي هستن حاصل مي شن موردها پایین رو مي توان جز حوادث ضربه زننده ناميد.

1-مصيبت هاي طبيعي مثل زلزله،سيل، طوفانهاي شديد و غيره

2-مصيبت هائي كه توسط انسان ايجاد مي شه مثل جنگ، حملات هوائي، اسارت و غيره.

3-مصيبت هائي كه ناشي از حوادث ه مثل تصادف با اتومبيل، سقوط هواپيما و…

4-تجاوزهاي جنسي، قتل، شكنجه و…( كوتاش، 1985)

–       ب) حوادث زندگي

در تعريف حادثه زندگي بايد گفت كه منظور فقط حوادث و فعاليتهايي هستن كه تعادل رواني فرد رو به هم ريخته و يا اون رو مي آروم يا باعث از هم گسيختگي فرد مي شه يا به عبارت دیگه وحدت رواني فرد رو به هم مي زنند. گرچه بعضی از حوادث جز منتظره زندگي مثل طلاق، بيماري و آسيب ديدگيهاي شديد، ترفيع شغلي، تغيير در خط و مشي زندگي ترك يكي از اعضاي خانواده، از دست دادن شغل از برجستگي و اهميت خاصي برخوردارن اما حوادثي دیگه وجود داره كه جز تحولات طبيعي زندگي بوده و هنگامي براي فرد جز حوادث خوبو مفيد ارزيابي مي شن مثل ورود به دانشگاه، فراغت از تحصيل، ازدواج، تولد اولين بچه، بازنشستگي و غيره جز حوادث زندگي هستن به هر حال كليه وادث زندگي اعم از مثبت و منفي نياز به سازگاري مجدد و اساسي فرد دار كه اين سازگاري مجدد به نوبه خود مي میتونه استرس زا باشن(كوتاش،1985)

–       ج) اختلاف يا كشمكش

اختلاف منبع مهمي براي استرس بشمار مي رود. اختلاف هنگامي ايجاد مي شه كه فرد بايستي از ميان اهداف و يا روشهاي متناقض و متفاوت يكي رو انتخاب آروم. به عبارت دیگه با نوعي ناكامي روبرو هستيم كه در اثر درگيري دو انگيزه متفاوت ولي با هم بوود مي ايد و باعث فشارهاي شديد در ارگانيسم مي شه اختلاف به چار دسته تقسيم مي شه:

  • اختلاف جاذب- جاذب
  • اختلاف جاذب- دافع
  • اختلاف دافع- دافع
  • اختلاف دافع- جاذب مضاعف ا

تعارضات بالا نقش مهمي در ايجاد استرس براي اونا داره با توجه به اينكه انواع تعارات در زندگي روزمره زیاد زياد ه، پس شناخت اختلاف ا در فهم بهتر مشکلات رفتاي در عصر حاضر كمك زیاد مي آروم( كوتاش،1985).

–       د) ناكامي

ناكامي هم نتيجه يك اختلاف و هم اصل يك استرس زمانیکه فرد در رسيدن به هدفهاي خودش متوقف مي شه با يك موقعيت ناكام كننده روبه رو شده ه كه مشخصات اون اخساس تنش و فشار خون اس. كالمن و هامن در سال 1974پنج منبع اصلي رو براي ناكامي معرفي كرده ان كه بعضي از اونا نتيجه پيشرفت جوامع طبيعي امروز ه(كوتاش ،1985).

–       1- د) كمبودها

در جوامع امروزي كه افراد بطور همیشگی پایین بمباران آگهي هاي تبليغاتي كالاهاي جديد قرار دارن و تبليغات بدنبال خود نيازهايي رو براي افراد بوجود مي بیارن و افراد براي اونا ارزش قائل مي شه اما چون نمي میتونن همه اونا رو گرفت دچار كمبودهائي دائمي مي شه و در نتيجه دچار ناكامي مي شه( كوتاش،1985).

–       2- د) از دست دادن

از دست دادن ممكن ه مرگ يك عزيز و دوست باشه يا جدا شدن از يك دوست و همدم به اشكال مختلف گرچه در بیشتر موردها از دست دادن موحب اندوه مي شه و در عين حال يك ناكامي هم حساب مي شه به ویژه هنگامي كه در برابر چنين واقعه اي فرد احساس تنها بودن يا ناكامي يا ناتواني آروم و كنترل خود رو بر محيط اطرافش از دست بدند(كوتاش،1985).

–       3-د) شكست

از اونجا كه جوامع امروزي براساس رقابت بنا شده ه تقريباً انسان در همه زمانها با يك سري از تجربيات شكست روبه رو ه هنگامي كه هدفهاي انتخابي يك فرد زیاد بزرگ و با دور از حقيقت باشه بطوريكه باوجود پيشرفتهاي مهم در زندگي بازم دست پیدا کردن بر اونا مشكل و يا جز ممكن باشه احساس شكست مشكل خاصي بخود مي گيرد يكي از جنبه هاي ناكام كننده شكست اين احساس ه كه فرد به طريقي خود رو مسئول اون مي داند كه اگه به جاي اون عمل اين رو انجام مي دادم چنين اتفاقي نمي افتاد صرف نظر از اينكه اين احساس واقع گرايانه بوده يا نه (كوتاش،1985).

–       4-د) بي معنايي در زندگي

داشتن يك زندگي با معنا و باهدف به آسونی در جوامع امروزي بدست نمي آيد. اگه چه اين يكي از اهداف ايده آل هر جامعه دست و به قول روان شناسان انسان گرا جز نيازهاي اساسي انسان مي باشه و به عنوان مثال به خیلی از افراد احساس مي كنند كه شغل معني دار و رضايت بخش ندارن و چه بسا افرادي كه در ارضا اين نياز ناتوان هستن. در اين نوع ناكامي جامعه مقصر ه چون كاري براي افراد انجام نمي دهد.

–       ه) فشارهاي ربط به زندگي مدرن

اگه چه فردي در طول زندگي با الگوهاي منحصر به فردي از فشارها روبروست اما از يك جنبه كلي بعضی از استرسها كه خواص زندگي در جوامع كنوني ه و عموميت دارن تقريباً همه افراد كم و بيش در زندگي با اونا روبه رو مي شن در اين ميان مي توان از استرسورهايي مثل تقاضاي تحصيلي و شغلي، تقاضاهاي ربط به ازدواج رقابت با ديگران، ترافيك و شلوغي، صنعتي شدن شهر و… رو نام برد.

علاوه بر اینا شرایط و احوال فرهنگي و اجتماعي جوامع كنوني عرصه رو براي فشارها و استرسها زيادي فراهم كرده ه. جنگهاي فرقه اي و ملي، تهديد به مرگ و جنگ ، ترس استفاده از سلاحهاي هسته اي، شيميايي تعصبات گروهي، تبعيض هاي اجتماعي، نادي، قومي و عقيدتي، فقر اقتصادي، مشكلات شغلي، بيكاري، متزلزل بودن خانواده، از بين رفتن عاطفه انساني و غيره( كوتاش، 1985).

–       مدل هاي استرس

1)مدل مبتني بر پاسخ اين مدل از پایهً تاكيد بر روي پاسخ خاص ارگانيسم داره و به عبارت دیگه پاسخهاي خاص هستن كه انعكاس يك موقعيت رو روي فردي كه تحت تاثير فشار و استرس قرار داره تعيين مي آروم يعني استرس رو يك پاسخ خاص ارگانيسمي مي دانند.

تحقيقاتي كه براساس اين مدل انجام گرفته ه استرس رو فقط يك متغير وابسته اي قلمداد مي آروم كه تحت تاثير متغير مستقل قرار داره سندرم یکی بودن عددي كه بوسيله هاني سليه مطرح شده ه مثالي از اين معنی از پایهً پاسخ استرسي ه در اين مدل استرس به عنوان يك پاسخ جز مشخصي فيزيولوژيك تعريف شده كه ارگانيسم به همه محركات طبيعي پاسخ مي دهد سليه تاكيد مي آروم پاسخ استرس جز مشخص ه يعني به سويله استرسوري برانگيخته و مي میتونه به عنوان يك الگوي عمومي تصور شه كه به نگهداري و محافظت و وحدت بيولوژيك فرد كمك مي آروم.

نكته دیگه در اين مدل اين ه كه جريان پاسخ استرس در يك فرد كه در يك در خطر يك استرسور همیشگی قرار گرفته ه طي 3 مرحله مشخص و قابل تعريف صورت مي گيرد اولين مرحله روبه رو با استرسوره، واكنش اخطار دهنده با خطر ه كه باعث كاهش سطح مقاومت شده و اگه استرسور به اندازه كافي و شديد باشه ممكن ه باعث مرگ شودو اگه شديد نباشه فرد وارد مرحله دوم مي شه كه فرد آهسته آهسته با استرسور سازگاري مي آروم و طي اين مرحله خصوصيات پاسخ واكنش مرحله اول از بين مي رود و مقاومت بالاتر از حد نرمال مي شه و در مرحله سوم كه نوعي تخليه مي باشه هم احتمال مرگ وجود داره چون ممكن ه انرژي بدن براي سازگاري و مقابله با استرسور ادامه دار از بين برود.(مايكل،1986)

مدل مبتني بر محرك

اين مدل بيان كننده اين مسئله ه كه همه موقعيتها و محركات محيطي استرس زا هستن اگه چه ممكن ه در بعضي از افراد باعث بروز پاسخ استرس شن.

مدل مبتني بر محرك:

در اين مدل استرس اصطلاحا به محركات معيني كه از محيط بر فرد وارد مي شه و اون رو تحت فشار قرار مي دهد اطلاق مي شه. به عبارت دیگه استرس از محيط بر فرد برانگيخته مي شه و باید به این دقت کنیم که واكنش به استرسورها خارجي ه كه فشار نام داد كه برابر با مفهومي ه كه از استرس در فيزيك و الكتريست بكار مي رود. هلمز و راهه تلاش كردند كه موقعيتهاي استرس زا رو حوادث زندگي و نحوه برخورد تملس فرد با اين حوادث مشخص آروم و مرگ يكي از اقدام ا مي باشه.

اين دو مدل هر کدوم فقط به جنبه هائي از تجربه استرس اشاره مي آروم.  (كايكل ،1986)

2) مدل مبتني بر تاثير متقابل

اين مدل هم جنبه هاي محرك و هم جنبه هاي پاسخ استرس رو در نظر مي گيرد. طبق اين مدل از طريق يك رابطه خاص جنبه هاي پاسخ بين شخص و محيط حاصل مي شه . در اين مدل فرد يك عامل فال! در جريان استرس متصور شده ه و همچنين خیال مي شه كه خود تنظيمي در استراتژيهاي مقابله ائي شناختي… رفتاري و هيجاني نحوه برخورد با استرسور رو تحت تاثير قرار مي دهد، اين مدل داراي چندين مرحله ه.

اولين مرحله وجود بعضی از نيازها و خواسته ا رو در فرد نشون مي دهد در اين زمينه بايد گفت كه معمولاً دو نوع خواسته وجود داره: نيازهاي داخلي و نيازهاي خارجي، نياز هاي داخلي كه منابع قوی استرسي هستن كه نتيجه عملكرد عوامل محيطي ه. كار بيش ازحد كه بوسيله كارفرما براي كارگر فراهم مي شه. ناراحت فيزكي ناشي از فضاي كاري يا نياز به كمك داشتن دائمي عضوي از اعضاي خانواده يا فاميل، مرحله دوم شامل ادراك مشخص از خواسته هاي دروني و بيروني ه و توانائيش براي برخورد و تملس با اين نياز مهم استرس وقتي رخ مي دهد كه به يك عدم تعادل و يا عدم موازنه بين ادراك نيازها و خواسته هائي از يك طرف و ادراك توانائي مقابل با اونا از طرف دیگه وجود داشته باشه بعضي از متغييرهاي ارگانيسم مثل شخصيت، قدرت، EGO و هوش اختلافات فردي در ارزيابي شناختي استرس به حساب مي آيند اگه در يك موقعيت استرسور بيش از توانائي فرد باشه و شناختي هم از اون استرسور وجود نداشته باشه فردبه كارش ادامه مي دهد، تا وقتيكه عدم توانائي طولاني در مقابله با موجه شدن با ان آشكار مي شه. اين عدم موازنه منبع راه تجزيه استرس مي شه. مرحله سوم مدل، پاسخ استرسي ه كه روشهاي روبه رو با استرسور ه. تجربه هيجان – ذهني استرس با تغييرات شناختي- رفتاري و فيزيولوژيكي كه تلاش در كاهش تقاضا و نيازها با استرسور دارن همراه مي شن برخلاف ساير مدلها كه پاسخ به استرس آخرين مرحله به شمار مي آيد. ككس و مك لي مرحله چهارمي هم به مدل خوداضافه مي نمايند. اين مرحله در رابطه با نتايج حقيقي و نتايج ادرا شده پاسخ روبه رو و مقابله با استرسور ه. در صورتيكه فرد در برخورد با نيازها و تقاضاها شكست بخورد يا وقتيكه اثرات منفي ناشي از شكست رو قبل بيني بكند ممكن ه ادامه يابد. مرحله چهارم شامل بازخورد ه كه در سرتاسر اين سيستم رخ مي دهد و ممكن ه حوادثي رو در قسمتي از اين سيستم ايجاد آروم. بازخود داري دو اثر متفاوت ه مي میتونه بعنوان پاسخ مناسبي باشه كه توانائي فرد رو براي سازگاري بالا بر دو هم بعنوان پاسخ نامناسببي باشه كه ممكن ه پاسخ استرسي رو شديد آروم و باعث افزايش ضرر و زيان شه يا ممكن ه فرد رو در دادن پاسخ هشيار آروم و در نهایت در بيماري فرد دخالت آروم فيزيك ممكن ه در سطوح مختلف فيزيولوژيك روانشناسي و اجتماعي اتفاق بيافتد.

پس مدل تاثير متقابل فرد و محيط استرس رو نتيجه عملكرد رابطه فرد با محيط مي داند يا پاسخ معين و يا يك محرك مشخص از روی اجبارً نمي میتونه بی ارزيابي رابطه فرد با محيط به عنوان استرس زا يا بی استرس زا در نظر گرفته شه.( مايكل، 1986)

3) الگوي جنبه پردازي

آخرين مدلي كه در زمينه استرس مطرح ه مدل جنبه پردازي اطلاعات باشه اين مدل بين استرسهاي روانشناختي ، فيزيولوژيكي و بيوشيمي فرق قائل مي شه. اين مدل هم استرسور و هم پاسخ استرس رو با هم در نظر مي گيرد. اما اين مدل تاكيد داره كه نمي توان استرس رو بی تغيير وتفسير محرك به عنوان استرس زا شناخت، پس مدل خبر پردازي تاكيد زيادي روي ارزيابي شناختي و توجيه فرد داره.

تعبير و تفسير فردي از استرس و همچنين اينكه کدوم محرك در حافظه كوتاه مدت جريان مي يابد و کدوم ناديده انگاشته شه نياز به توجه انتخابي داره همچنين خبرپردازي اطلاعات نياز به كاربرد حافظه دراز مدت هم هست چون از طريق استعداد شناختي و كمك از حافظه دراز مدت فرد اجازه مي يابد كه بعضي از محركات رو خوشايند و بعضي از ناخوشايند تعبير و تفسير كنند با توجه به حافظه كوتاه مدت حافظه دراز مدت و جريان تصميم گيري در ارزيابي شناختي محرك و پاسخ به عنوان استرس زا بودن لازم و ضروري هستن.

بر طبق ارزيابي شناختي ، استرسورها با جريانهايي مثل موقعيت هيجاني، عاطفي، پاسخهايي مثل اضطراب، ترس، عصبانيت و عم رو بر مي انگيزند. در اين مد خیال بر اين ه كه تعداد زيادي از استرسورها به وسيله فرد ارزيابي مي شن و فشار زيادي در اين سيستم وجود داره و بطور كلي فشار زيادتر بار اطلاعاتي رو براي جريانهاي شناخت و بيولوژيكي فرد زیادتر مي آروم. اين مدل 3 نوع استرسوررا بطور كلي پيشنهاد مي آروم:

  • قبل بيني درد فيزيكي و خطر
  • تهديد به جدا شدن و قبول نكردن اجتماع
  • محركات پيچيده اي كه مستلزم هم پاسخ به نيازهاي موازي و هم پاسخ به نيازهاي جديد و پيچيده ه( مايك 986)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                       Load

 

انواع استرس:

استرس يا فشار رواني هم خود دو نوع ه:

  • نوع هيجان اور و اميد وار كننده (usteres)
  • نوع بد و بازدارنده(distrees)

استرس يا فشار رواني بستگي به تعبير ، تفسير و برداشتي داره كه شخص از يك اتفاق داره، اينكه چطوری اون رو تعبير و چطور با اون كنار بيايد. اگرشخص ديدگاه منفي داشته باشه اتفاق و استرس بوجود اومده اون رو فاجعه آميز تلقي مي آروم و اگه ديدگاهي مثبت داشته باشه سعي مي آروم با موقعيت استرس و فشار برخوردي سازنده و مثبت داشته باشه.

تفسير نامطلوب و جز منطقي باعث اضطراب ، ترس، پريشاني و عدم تمركز و برعكس ، تعبير درست ، رفتاري سازنده به دنبال داره به عنوان مثال اسكي، سخنراني و ازدواج هر سه در فرد ايجاد استرس بدني و رواني مي كنند ولي باعث ركود و تحليل نمي شن چون شخص باديدي مساعد به اين موردها مي نگرد اگه شما به عنوان فرد امتحان دهنده، صرف نظر از اينكه چه نوعي باشه تصور كنيد كه قادر به خوبي از عهده ان برآئيد هیچوقت دچار استرس، اضطراب و عدم تمركز نمي شن مگر اينكه از امتحان ترس داشته باشيد كه گذرانيدن امتحان، شايستگي وجودي، لياقت و توانايي شخصيتتان رو به مخاطره مي اندازد. اختلاف فاحشي بين نوع فشار رواني خوب و اميدوار كننده و نوع بدو بازدارنده وجود داره. با پيدايش احساس بد، امواج احساس خطر تندی به مغز فرا مي رسد و سریع پس از اون فرمون واكنش ستيز و گريز صادر مي شه انرژي فراواني در بدن به وجود مي آيد و در نتيجه بدن فرسوده و خسته مي شه. اندوه ظاهر مي شه. اما با پيدايش احساس خوب، فرد به تلاش بيشتري مي پردازد و به جاي وضعيت هاي نامطلوب جسمي، رواني، حالتهاي خوب و مساعد رو نشون مي دهد.

روشهاي پيشگيري از ايجاد استرس:

هانس سليه بابا تحقيقات در زمينه استرس، پرسشي رو در انتهاي كتاب معروف خود به نام فشار زندگي مطرح مي آروم اون مي گويد كه بشر قادر ه با تحقیقات علمي اتفاق استرس برنامه دقيقي جهت تنظيم رفتار خود طرح ريزي آروم و در حدي كه توان توسط اون از فشار هاي زندگي جلوگيري نمود و يا حداقل از شدت اون بكاهد، آيا با طرح اين برنامه مي توانيم بی اينكه استرس حاصل از كشمكشها و تلاشهاي بي خود رو به خود هموار نمائيم داراي يك زندگي رضايت بخش و معني دار بشويم.

سليه به اين مسئله مهم چنين پاسخ مي دهد كه هر فردي بايد مشكلات خود رو بر طبق خصوصيات خاص شخصيتي و محيطي خود حل مايد ولي اصولا دست يابي به قوانين كلي كه روشن كننده نحوه تاثير استرس بر روان و تن ه هر فرد رو در جلوگيري از استرس و يا مانع و يا رفع اونا مجهز تر مي نماي پس سليه اهداف، قوانین و معيارهائي كه براي رفتار سالم و پيشگيري از ايجاد استرس لازم ه رو به شدت تقسيم مي آروم.

الف- واكنشهاي استرس كلي[2] هستن.

موجودات زنده تمايل به وحدت و كليت خود دارن. پایه اين وحدت رفتار جريانهاي عصبي تهيج و منع ه. اين منع و تهيج شامل تموم اعضاي بدن ميشود و حالت فعلي شخص هم در اون دخالت داره. پس، براساس اهميت و اولويتي كه فرد براي موضوعها قائل ه بعضي كنشها يا عملها منع مي شن در حالي كه بعضي دیگه تسهيل مي گردند.

مثلا به هنگام مشاجره اعمال ربط به هضم و ساير اعمالي كه مورد نياز تند نيست، كندتر شده، اعضائيكه براي افزايش فعاليت و كوشش زیادتر لازمند به حركت در مي آيند.

جريانهاي تحريك و منع از طريق انعطاف پذيري لازم، فرد رو براي مقابله با استرس آماده مي سازند. تنها تحت شرايط جز معمول يا جز عادي ه كه عمل فرد به جاي آنكه وحدت يافته و انسجام دار باشه، به شکل ناهماهنگ و پراكنده ظاهر مي شه. اعمال نامنظم، پراكنده، و ناهماهنگ ممكن ه نتيجه اختلال دراعمال عالي مغزتوسط الك، دارو، و آسيب ديدگي باشن يا محصول فشار رواني فو ق العاده.

ب) واكنشهاي استرسي اقتصادي[3] هستن.

نه تنها فرد نسبت به استرس به شکل واحدي وحدت يافته عمل مي آروم، بلكه واكنش وي به نحوي ه كه حداقل انرژي و ذخيره خود رو به كار مي اندازد. ميلر[4] در1965 اظهار مي داره كه موجودات زنده خواه از دید تكامل در رده بالا باشن خواه پايين، تمايل دارن كه اول فاعلهايي رو به كار گيرند كه براي اون كمترين بها رو بپردازند، اگرموثر واقع نشد. منابع اضافي و گرانبها تر وارد عمل مي شن. در سطح فيزيولوژيائي گر کم کم اسيد به بدن يك سگ تزريق شه، اول نفس به عنوان اولين مكانيزم دفاعي تشديد مي شه.

اگه اين تشديد تنفس تاثیرگذار واقع نشد، مكانيزمهاي حفاظتي موثرتري مثل تغييرات زيستي – شيميايي خود وار عمل مي شه. در سطح اجتماعي ، يك كشور در جنگ با كشور دیگه، اول نيروي كمي اغدام مي داره اگه تاثیرگذار نبود نيروي خود مي افزايد تا جايي كه براي دفع دشمن ممكن ه به بسيج عمومي انجام بده. به همين راه در سطح رواني اگه دانشجويي مردود شه يا نمرات پاييني بگيرد به طوري كه زندگي اجتماعي وي به مخاطره بيفتد، در شروع فعاليت خود رو افزايش مي دهد، اگه در نيمسال بعد هم نمره پايين كسب كرد ممكن ه توقع خود رو كاهش دهد و از داشتن نمره اي در حد قبولي راضي باشه. اين حالت نوعي دفاع بالسبه ارزون دست کم براي اون زمان ه، اگه باز مود شه و نسبت به وضعيت تحصيلي اش به نحوي فزاينده احساس بي كفايتي ، ناشايستگي و اضطراب بنمايد ممكن ه نا منصفانه سرزنشهاي خود رو متوجه استاد سازد. اين كار مستلزم هزينه و بهاي بيشتري ه، چون الان مي میتونه از اشتباهاتي كه كرده ه بهره برگيرد يا خود رو به صورتي واقعي ترشكست خورده ببيند.

اصل قتصاد رواني رد ساير زمينه ا هم صادق ه. انسان نه فقط مايل ه الگوهاي ربط به بقاي خود رو بدان دليل كه منبع امنيت وي نسبت به دنيا هستن حفظ نمايد، بلكه بدان دلیل كه اين الگوهاي ثابت، در مقايسه با الگوهاي سازشي جديد و اصلاح شده، مستلزم كوشش كمتر و صرف انرژي پايين تري هستن تمايل به نگاهداري اونا داره. اين تمايل به مقاومت در برابر تغيير راههاي تثبيت شده ادراك و عمل در سطح فردي ركود و در سطح اجتماعي عقب ماندگي فرهنگي [5]  ناميده شده ه. اين موضوع مانع بزرگي براي درمان حساب ميشود چون الگوهاي رفتار نابهنجار مدتها پس از ارائه رفتار جديد و تاثیرگذار ادامه مي يابند. يا انسان ميل داره كه رفتارهاي قديمي خود رو كه مستلزم صرف انرژي كمتري ه حفظ نمايد.

ج- طرح ده يا خود به خودي بودن واكنشهاي استرس

واكنش نسبت به استرس ممكن ه طبق نقشه و آگاهانه باشه، يا تا حدي آگاهانه و يا بی آگاهي صورت پذيرد. مثلا گريه، صحبت تكراري و دليل تراشي كه براي ترميم آسيب به كار كي روش ممكن ه ناآگاهانه باشن. حتي اگرشخص از چیزی که انجام مي دهد آگاه باش، آكاهانه بدان فكر نكرده و طبق طرح و نقشه نبوده ه در سطح روان شناختي ، كنشهاي خود به خودي معمولا فرم عادت به خود مي گيرند و واكنشهائي كه در وقتی آگاهانه و طبق نقشه بوده ان دیگه توجه فرد رو به خود جلب نمي كنند. در تموم موقعيتها، جز موقعيتهاي عادي زندگي ، توانائي فرد براي سازش تاثیرگذار و انتخاب واكنش مناسب به كوشش آگاهانه و انعطاف پذيري وي بستگي داره.

د- واكنشهاي استرس برانگيزاننده هيجان ان

حالات هيجاني خاصي با واكنشهاي فرد نسبت به استرس همراه ان كه از اندوه و افسردگي دريك قطب تا تحريك و هيجان شديد در قطب دیگه ر نوسان ه. سه الگوي هيجاني زیاد با اهميت عبارتند از:

  • خشم : پاسخ تند موجود زنده به استرس و ناكامي معمولا خشم کم کم با حسد و كينه آميخته شده و باعث اسيب رساندن، ضايع كردن و نابود درست کردن شي يا فردي كه به نظر مي رسدمنبع ناكافي باشه مي شه. اين واكنشها بیشتر جز راست جلوه گر مي شن و راههائي هستن براي حفظ امنيت شخص، به هنگام خشم شديد با وقتی كه كنترلهاي داخلي شخص ناتوون شده يا موقتا پايين اومده ان مثل خستگي يا مستي در اثر الكل، عمل حمله ور شدن يا كشتن طرف دیگه ممكن ه رخ بده.
  • ترس: خطرات مخصوص باعث خطور ترس مي شن. ادراك خط معمولا ترس رو بر مي انگيزد و ترس به نوبه خود باعث كناه گيري و فرار مي شه. اما وجود ترس در افراد مختلف واكنشهاي متفاوتي رو ظاهر مي سازد. مثلا سرطان در يك شخص ممكن ه باعث مراجعه وي به پزشكان و آزمايشگاههاي مختلف شه، ولي در شخص دیگه موحب كناره گيري كامل و عدم مراجعه به پزشك شه. در روبه روشدن با خطر با خطرفوق العاده مثل آتش سوزي يا ساير بلاها شخص ممكن ه دچار ترس شده به حالت انجماد درآيد و قادر به عمل كردن به شکل منظم وحتي حركت كردن نباشه به نحوي كه گوئي در جاي خود خشك شده ه.
  • اضطراب: احساس تهديد باعث ظهوراضطراب مي شه. اضطراب عبارت ه از ترس و تشويق درغياب خطر واقعي و مخصوص ترس معمولا ربط ست به خطري كه به روشني قابل ادراك ه، ولي منبع تهديدآميز كه اضطراب رو بر مي انگيزد اشكار قابل ادراك نيست. كينه، ترس، و اضطراب مكن ه به شکل جداگانه يا در تركيب با همدیگه شاهر شن. مخاطرات و تهديدها منابع پنهون ترس و ناكامي هستن.

ه- واكنشهاي استرسي تعيين كننده هاي داخلي و خارجي دارن

تعيين كننده هاي داخلي كه واكنشهاي شخص رو نسبت به استرس شكل مي دهند عبارتند از: چهارچوب مراجعه ،الگوهاي انگيزشي، شايستگي ا، تاب تحمل استرس، حالات رواني و فيزيولوژيايي فرد در زمان خاص، و مثل اون تعيين كننده هاي خارجي روابط بين اشخاص، حمايتها و تاييدهاي گروههايي كه شخص با اونا در رابطه ه، توقعات و خواستهاي اجتماعي، حوادث آني، و وضعيت زندگي معمولي شخص و از اين قبيل رو در بر مي گيرد.

گامهايي كه در واكنشهاي استرس وجود داره:

مغز انسان تمايل داره كه در پردازش استرس كامپيوتر زیاد موثري باشه. ولي مغز هم اشتباه مي آروم، و چنين اشتباهاتي ممكن ه به رفتار ناسازگارانه جدي منجر شه.اگه به گامهاي معمولي كه در سازش با موقعيتهاي استرس زا برداشته مي شه توجه كنيم ماهيت و توالي حوادث زیادتر تواما رو به خود جلب مي كنند تا جزئيات مخصوص ربط به اونا. اين گامها عبارتند از :

الف- ارزيابي وضعيت استرس.

ب- بررسي و تصميم گيري براي برطرف درست کردن استرس.

ج- اقدام به عمل.

ارزيابي وضعيت چگونگي استرس

كارشناسان ارتباطات جمعي محاسبه كرده ان كه يك فرد در هر ثانيه چندين ده هزار اثرحسي دريافت مي آروم( كلمن[6]، 1972، ص 121)به این ترتيب ، يك جريان غربال كردن و از صافي گذراندن كارآمد لازم ه تا مغز از انباشته شدن اطلاعات بي ربط در امان باشه و اطمينان حاصل شه كه ضرورتهاي سازشي ذي ربط ادراك شده ان. اين جريان شامل طبقه بندي كردن حالات استرسي و ارزيابي كردن ميزان تهديد اون ه.

1-طبقه بندي كردن حالت استرس:

وقتي كه ضرورت سازگاري جديدي ادراك شده شخص تندی در جهت تعيين طبقه خاص اون مسئله براساس شباهتها و تفاوتهاي اون با مسائل قبلي اقدام مي كنند. اين طبقه كردن زیاد مفيد بوده عمل و وظيفه ارزيابي رو زیاد آسان مي سازد. هر چند ممكن ه منبعي براي خطا هم حساب مي شه، چون اين احتمال وجود داره كه شخص مسئله اي رو به جاي آنكه براساس ويژگيهاي خاص خود تجزيه و تحليل نمايد به دليل شباهت با موقعيتهاي گذشته خود در طبقه اي قرار دهد و اين آسون انديشي منتهي به سهل انگاري بيش از اندازه درباره اون مسئله شه.

2- ارزيابي ميزان تهديد استرس

چنان كه مي دانيم تهديد عبارت ه از: قبل بيني خط در آينده و شدت اون متناسب ه با ميزان اسيب و زياني كه در ذهن شخص تصور مي شه. به طور كلي، ارزيابي تهديد بستگي به ادراك موازنه نيروي استرس، ميزان خطر اون، و چیزی که فرد در برابر اين خط مي میتونه انجام دهد يا منابع سازشي و قابل دسترسي وي، داره. ارزيابي صحيح يا جز صحيح تهديد، نكته بي اندازه مهمي ه، چون ارزيابي غلط و ادرا نادرست اون آشكارا مي میتونه به عميقتر كردن حالات استرس منتهي شه.

–       بررسي و تصميم گيري براي رفع استرس

پس از تعريف مسئله و تعيين ميزان تهديد اون فردبايد درباره عملي كه مي میتونه نسبت به اون انجام دهد، تصميم بگيرد. اين موضوع شامل تنظيم راههاي حل مسله و انتخاب يكي از آنهاست كه به نظر موثرتر مي رسد. به عبارت دیگه براي اخذ تصميم بايد راههاي انجام عمل تاثیرگذار در برابر استرس ارزيابي شده موزانه احتمالات، تمايلات و بهائي كه شخص بايد برا اون بپردازد سنجيده شه.

الگوهاي سازشي

وقتي كه شخص احساس مي آروم شايستگي اداره و برطرف درست کردن يك موقعيت استرس زا رو داره، رفتار وي متوجه انجام دادن يك عمل جهت دار ه. يعني از پایه در جهت بررسي ضروريات ربط به واكنش سازشي ه. ولي وقتی كه احساس آروم شايستگي وي به طور جدي در اثر موقعيت استرس زا مورد تهيد ه، واكنش هايش متوجه دفاع جهت دار[7] هستش كه به طور نماياني متمرکز به محافظت ((خود[8])) از بي ارزش شدن و رهائي از تنش و اضطراب دردناك ه.

واكنش هاي دفاعي جهت دار

در صورتي كه استرس خيلي شديد باشه فرد با دو مسئله موجه مي شه كه عبارت ه از:

  • رسيدن به يك واكنش سازشي،
  • حفظ خويشتن از اضمحلال رواني.

رفتار جهت يافته دفاعي روي قسمت دوم متمركز ه، يعني استفاده از الگوهاي دفاعي براي كاستن اضطراب يا اسيب هيجاني ومحافظت من از بي ارزش شدن. معمولا سه نوع واكنش جهت يافته دفاعي مشخص شده ه: اول پاسخهائي كه به نظر مي رسد به عنوان مكانيزمهائي براي ترميم آسيبهاي رواني عمل مي كنند مثل گريه كردن. دوم، واكنشهاي مشهور به دفاع از خود مثل انكار و دليل تراشي كه براي حفظ خود از آسيب و بي ارزشي عمل مي كنند. سومين نوع، تمسك به دارو براي تمكين تنش و اضطراب . همه پاسخهاي ياد شده شبيه به مكانيزمهاي تعادل حياتي كه در جهت حفظ تعادل بدني شخص عمل مي كنند براي حفظ ثبات و وحدت رواني به كار گرفته مي شن.

سازگاري با استرس:

استرس اگه خارج از سطح تحميل باشه سلامت موجود زنده رو به مخاطره مي اندازد. پس، حل ان مستلزم كوششهاي خود به خود و مصرانه بوده، فرد رو براي انجام دادن كارهائي درباره اون تحت فشار قرار مي دهد. چیزی که رو كه فرد انجام مي دهد به عوامل خیلی بستگي داره كه عبارتند از: چهارچوب مراجعه ، انگيزه ا، شايستگي ا، تاب تحمل استرس، محدوديتها يا پشتيباني هاي محيط و شرايط آني و زودگذ مثل خستگي يا حالت رواني قبلي. البته هر واكنش استرس پاسخي ه به تركيبي از اين تعيين كننده ا كه ممكن بعضي از ديگري موثرتر باشن ولي همگي با هم به صورتي كه فرد واكنش نشون مي دهد عمل مي كنند. به تعبير دیگه فشار رواني حاصل از يك موقعيت معين با ارزيابي فرد از اون موقعيت و نيروي مقابله با اون بستگي داره. اين ارزيابي شامل دو مرحله ه: در مرحله اول يا ارزيابي اوليه فرد ممكن ه موقعيت رو تهديد كننده يا برعكس بي خط ارزيابي آروم. در مرحله دوم يا ارزيابي ثانويه نوع اقدامي كه فرد بايد نسبت به اون موقعيت به عمل بیاره و هم نيروها و امكاناتي كه براي حل و مقابله با اون در خود احساس مي آروم، مورد بررسي واقع مي شه. احساس خطر و ميزان ان وابسته به امكاناتي ه كه فرد احساس مي آروم در احتيار داره و اين موضوع در رابطه با اطلاعاتي ه كه محيط، تجارب زندگي و ويژگيهاي شخص براش به وجود آورده ه. اطلاعات تازه ممكن ه در ارزيابي فرد از موقعيت تاثیرگذار واقع شه و اون رو مورد ارزيابي مجدد قرار دهد.

موقعيتهاي استرس زاي رواني:

گرچه فشار رواين تا حد زياد يك پاسخ شخص ه، ولي بعضي موقعيتها تقريبا در همه افراد فشار رواني زيادي رو باعث مي شن. اين موقعيتها عبارتند از:

  • سوانح، يعني رويدادهائي كه تاثير روان شناختي اونا ربط ه به آسيبهاي بدني شده و احتمال وقوع مرگ. کسایی كه پس از سقوط هواپيما جون سالم به در برده ان حتي اگه از جراهاتي كه بر اونا وارد شده ه بهبود يابند، تجارب رواني ناگواري خواهند داشت، به طوري كه مي توان گفت: نجات از مرگ خود به خود ممكن ه فشار آفرين باشه.
  • بلاهاي طبيعي: ماند سيل و زلزله كه ممكن ه باعث از بين رفتن خونه، جون و اموال افراد شه. اين بلاها به دليل آنكه شخص هيچ گونه كنترلي بر اونا نداره خود به خود باعث فشار رواني شديد در افراد مي شه.
  • جنگهاي نظامي: مثل نبرد: سربازان در ميدان جنگ همیشه در حال ترس و اضطراب اسير شدن ، مردن ، ناقص العضو گرديدن به سر مي برند و كمبود خواب، خستگي بدني، جدائي از خانواده و علاقه به زندگي فشار رواني رو در اونا افزايش مي دهد. يكي از احساساتي كه با اضطراب و افسردگي در اونا ملاحظه مي شه، خشم ه، خشمي انفجار آميز توام با تنفر.
  • فشارهاي رواني زودگذر: حوادث و بلاها مواردي هستن كه بر فرد تحميل مي گردند. بعضي از بحرانهاو مشكلات هستن كه گرچه زودگذرند، ولي در طول دوره زندگي و تحول شخصيت هر فرد رخ مي نمايند. تولد و ورود به دنياي پيچيده و بیشتر مغشوش ، ورود به مراكز آموزشي نخستين، سپري شدن دوران كودكي و رسيدن به دوره هاي نوجواني، بزرگسالي و سالخوردگي هر کدوم يك بحران حساب مي شه كه مي میتونه به راه حلهاي سازگارانه منتهي شه.

فشارهاي رواني زودگذر رو مي توان به این ترتيب خلاصه كرد:

  • تولد، رابطه با مامان و دنياي جديد، از شير گرفتن.
  • ورود به موسسات خارج از منزل مثل مهد كودك و مدرسه.
  • بلوغ و تغييرات زيستي، رواني و اجتماعي همراه با اون.
  • تغييرات مهم آموزشي مثل ورود به دانشگاه.
  • اشتغال و ورود به دنياي كار .
  • ازدواج
  • بچه دار شدن.
  • جدائي و دوري از فرزندان.

اصول كلي واكنشهاي استرسي

براي بررسي واكنشهاي استرس، سه سطح فيزيولوژيائي، رواني، اجتماعي كه با همدیگه در تاثير و تاثر متقابل ان مورد توجه قرار مي گيرند:

  • در سطح فيزيولوژيائي، دفاعهاي ايمن سازي بدن در برابر بيماري ا، مكانيزمهاي ترميم آسيبهاي بدني مطرح مي شن.
  • در سطح روان شناختي، الگوهاي سازشي یاد گرفته شده و دفاعهاي ربط به حفظ خود از آسيب مورد بحث قرار مي گيرند.

3- در سطح فرهنگي اجتماعي، رابطه فرد با گروههاي مختلف مثل خانواده، دوستان، واحدهاي كار موسسات مختلف بررسي مي شن. اين سطوح در رابطه نزديك با همدیگه بوده و شكست فرد در هر سطح ممكن ه به واكنشهاي سازشي فرد در سطوح دیگه به شدت آسيب برساند. اين واكنشها در هر سطح از اصولي پيروي مي كنند كه عبارت ه از : كلي بودن، اقتصادي بودن، طرح شده يا فرد به فرد بودن، هيجان انگيز بودن و تعيين كننده داخلي و خارجي داشتن.

استرس ممكن ه تحميل شده [9]باشه مثل يك سرباز كه مجبور ه تحت انضباط شديد و ساير شرايط فشار آور قرار گيرد؛ تعيين شده [10]باشه مثل ستاره شناسي كه بايد ساعتها، روزها، حتي ماه ها منتظر رصد كردن ستارگان و اقمار باشه و در نتيجه در خطر استرس جز معمول طولاني مدت قرار گيرد. انتخاب شده [11]باشه مثل فردي كه به دلايل معتبر شخص يك موقعيت فشار آور رو انتخاب مي آروم؛مثلا زندگي كردن در سرماي شديد و پرمخاطره يا در بين حيوانات خطرناك، و يا درمیون بيماران مسري و تهديد آميز به منظور تحقیق ويافتن يافته هاي تحقيق؛طرح شده[12] باشه مثل تجارب ربط به محرومين حسي به منظور تجربه هاي آزمايشي.

 

 

فصل سوم

تعيين روش تحقيق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جامعه مورد مطالعه:

جامعه مورد مطالعه در تحقيق حاضر شامل دانشجويان دختر و پسر بومي و جز بومي رشته روان شناسي ورودي 85-84 دانشگاه آزاد اسلامي واحد ابهر مي باشه .

 

 

 

حجم نمونه:

نمونه تحقيق متشكل از 30 دختر و 30 پسر دانشجوي رشته روانشناسي ه.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روش نمونه گيري:

روش نمونه گيري در تحقيق حاضر از روش تصادفي آسون ه كه در نمونه گيري تصادفي آسون هر يك از اعضاي جامعه تعريف شده، شانس برابر و مستقلي براي قرار گرفتن در نمونه داره. منظور از مستقل بودن اين ه كه انتخاب يك عضو به هيچ شكل در انتخاب ساير اعضاي جامعه تاثيري نداشته باشه. ( دلاور- 1379- ص 124).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ابزار اندازه گيري تحقيق:

ابزار اندازه گيري در تحقيق حاضر عبارتند از پرسش نامه استرس كه اين پرسش نامه توسط كودرون طراحي شده كه جهت امتحان استرس در بين افراد كه اين پرسش نامه داراي 23 سوال مجزاست و جوابها به شکل بله – نخير تنظيم شده كه از آزمودني مي خواهيم كه بر طبق علاقه و روحيات خود به سوالات جوابگو باشن كه بعد از اجراي آزمونها توسط آزمودني ا نمرات نپخته رو بدست مي آوريم كه نمره گذاري اين آزمون بر طبق كليد صورت مي گيرد كه اگه برابر كليد باشه 1 نمره و اگه مخالف كليد باشه نمره صفر تعلق مي گيرد كه جمع نمرات به عنوان نمره نپخته به حساب مي آيد و مدت اجراي اين آزمون در حدود10 الي 15 دقيقه ه. روايي اين آزمون در حدود 67 درصد و پايايي اون در حدود 78 درصد بوده.

 

روش تحقيق:

روش تحقيق استفاده شده در تحقيق حاضر از نوع علي و مقايسه اي ه هدف از روش تحقيق – علي – مقايسه اي، پیدا کردن دلیل هاي احتمالي يك الگوي رفتاري ه به این منظور ،آزمودني هايي كه داراي رفتار مورد مطالعه هستن با آزمودني هايي كه اين رفتار در اونا نگاه نمي شه، مقايسه مي شن اين روش رو بیشتر تحقیق (( پس رويداد)) مي نامند.

روش آماري ربط به فرضيه :

روش آماري ربط به فرضيه ( مقايسه استرس بين دانشجويان بومي و جز بومي دانشگاه آزاد اسلامي واحد ابهر) از روش آماري t متغيير مستقل در سطح آمار استنباطي استفاده گرديده ه.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل چهارم

يافته ا و تجزيه و تحليل داده ها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

همونطور كه ملاحظه گرديد آزمون استرس بر روي دو گروه بومي و جز بومي اجرا گرديده و نمره ها در رديف  طبقه بندي شده ه كه گروه و اعداد اون به توان دو مي رسانيم و بعد با گرفتن جمع اونا، اونا رو در فرمول t متغيير مستقل قرار داده و نتايج بدست اومده رو در جدول 2-4 مي آوريم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تجزيه و تحليل داده ا:

 60-2=58 Df=n-2

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول 1-4 : نمرات آزمودنيها در دو گروه بومي و جز بومي از آزمون استرس

    رديف
25 100 5 10 1
25 196 5 14 2
36 25 6 5 3
16 49 4 7 4
16 100 4 10 5
25 81 5 9 6
16 64 4 8 7
25 144 5 12 8
36 25 6 5 9
36 16 6 4 10
49 100 7 10 11
64 144 8 12 12
49 196 7 14 13
36 100 6 10 14
25 144 5 12 15
25 196 5 14 16
9 100 3 10 17
16 100 4 10 18
25 25 5 5 19
100 25 10 5 20
81 16 9 4 21
100 9 10 3 22
81 16 9 4 23
100 25 10 5 24
64 49 8 7 25
25 36 5 6 26
16 100 4 10 27
100 144 10 12 28
81 196 9 14 29
64 100 8 10 30
1366 3181 192 261  

 

 

همونطور كه ملاحظه مي شه جهت آزمونت فرضيه تحقيق و بررسي مقايسه استرس در بين دانشجويان بومي و جز بومي دانشگاه آزاد اسلامي واحد ابهر كه از روش t مستقل استفاده گرديده و نتايج اون در جدول 2-4 آورده شده ه.

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول 2- 4 : مقايسه استرس در بين دانشجويان بومي و جز بومي

سطح معني دار tج Tب df واريانس ميانگين آزمودنيها رديف
        68/109 7/8 جز بومي 30
5% 671/2 06/1 58        
        10/47 4/6 بومي 30

 

همونطور كه ملاحظه گرديد چون t بدست اومده برابر 06/1 از t جدول 671/2 در سطح معني داري 5%  كوچكتر ه پس خیال صفر مورد تاييد قرار مي گيرد.

با عنايت به اطلاعات جمع آوري شده و تاييد خیال صفر مي توان نتيجه گرفت كه بين دانشجويان بومي و جز بومي دانشگاه آزاد اسلامي واحد ابهر از نظر ميدان استرس تفاوتي نيست.

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل پنجم

بحث و نتيجه گيري

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بحث و نتيجه گيري :

اختلاف منبع مهمي براي استرس به شمار مي رود اختلاف هنگامي ايجادمي شه كه فرد بايستي از ميان اهداف و يا روشهاي متناقض و متفاوت يكي رو انتخاب آروم كه به عبارت دیگه با نوعي ناكاني روبرو هستيم كه در اثر درگيري در انگيزه متفاوت ولي هم زمان بوجود مي ايند و باعث فشارهاي شديد در ارگانيسم مي شه كه در تحقيق حاضر به بررسي استرس در بين دانجويان بومي و جز بومي دانشگاه آزاد اسلامي واحد ابهر كه فرضيه هاي عنوان شده عبارتند از اينكه بين استرس دانشجويان بومي و جز بومي فرق معني داري وجود داره كه جامعه مورد مطالعه در تحقيق حاضر عبارتند از علم جويان رشته وران شناسي ورودي 85-84 كه 60 نفر به عنوان نمونه انتخاب گرديده كه آزمون استرس بر روي اونا اجرا گرديده و بعد از گرفتن نمرات نپخته آزمودنيها در دو گروه بومي و جز بومي از طريق روش آماري t متغيير مستقل در سطح آمار استنباطي نتايج بدست اومده حاكي از اون ه كه بين علم جويان بومي و جز بومي فرق معني داري وجود نداره كه نتايج تحقيق حاضر با تحقيق مهدوي در سال 1371 كه تحت عنوان بررسي رابطه بين استرس و پيشرفت تحصيلي در بين علم جويان جز بومي دانشگاه آزاد رودهن كه نتايج بدست اومده حاكي از اون ه كه بين استرس و پيشرفت تحصيلي رابطه معني داري وجود داره و معين اردلاني در سال 1371 در تحقيقي تحت عنوان مقايسه استرس در بين علم آموزا ممتاز عادي سوم دبيرستان شهر رشت كه طبق نتايج بدست اومده استرس در بين علم آموزا ممتاز زیادتر از علم آموزا عادي ه.

و همين طور خدابنده در سال 1370 در تحقيقي تحت عنوان بررسي مقايسه اضطراب دربين علم جويان بومي و جز بومي دانشگاه اهواز كه نتايج بدست اومده نشون مي دهد كه اضطراب در بين علم جويان بومي و جز بومي فرق وجود نداره.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پيشنهادات :

  • ارائه مطالب تازه و جديد در رابطه با موضوع تحقيق
  • تعميم دادن موضوع تحقيق در مباحث دیگه جز از استرس
  • تعميم دادن موضوع در بين دانشجويان دیگه رشته ا
  • بالا بردن زمان و محدوده وقتی جهت ارائه تحقيق

 

 

محدوديت ا:

  • عدم استفاده از مطالب تازه و جديد
  • عدم دسترسي به پرسش نامه هاي استاندارد شده در محيط دانشگاه
  • محدوديت وقتی جهت ارائه تحقيق بهتر
  • عدم همكاري علم جويان در جوابگويي به سوالات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جنسيت : مونث                       ورودي :84                  بومي

سوال بلي نه امتياز
1. آيا به طور ذاتي مضطرب هستيد؟      
2. آيا بدبين هستيد يا سریع جنبه منفي هر چيز رو مي بينيد؟      
3. آيا از آينده مي ترسيد يا نگران هستيد؟      
4. آيا تمايل داريد گذشته رو نشخوار يا تكرار كنيد؟      
5. آيا بیشتر به همون تصميم اول برمي گرديد؟      
6. آيا به دشواري تصميم مي گيريد؟      
7. آيا احساس ناراحتي مي كنيد؟      
8. آيا احساس مي كنيد كه زندگي سخت ه؟      
9. آيا، در کل، درون گرا هستيد؟      
10. آيا، در کل، ناراضي هستيد؟      
11. آيا در مقابل انتقاد ناراحت مي شويد؟      
12. آيا كينه توز هستيد؟      
13. آيا زیادتر از انتظار پرخاشگري مي كنيد؟      
14. آيا در تشخيص خطاهاي خود مشكل داريد؟      
15. آيا معمولا كارها رو به فردا موكول مي كنيد؟      
16. آيا، اگه كارها برابر ميل شما قبل نرود، تمايل داريد نق بزنيد؟      
17. آيا هيجاني هستيد و به آساني عصباني مي شويد؟      
18. آيا خود رو ناتوان و بي دست و پا مي دايند؟      
19. آيا به آساني خود رو گنهكار مي شماريد؟      
20. آيا احساس مي كنيد كه زندگي شما بي معناست؟      
21. آيا در زندگي هدف نداريد؟      
22. آيا احساس مي كنيد كه هميشه تقصير با ديگران ه؟      
23. آيا اصول زندگي كاملا ثابتي داريد؟      
                                                                                                 جمع كل امتيازها  

 

 

فهرست منابع:

  • اخوت- ولي الله- (1362)- تشخيص مشکلات رواني – انتشارات رز.
  • بلورچي –پروين-(1367)- فشار رواني و ماهيت پيشگيري و سازگاري – انتشارات پازنگ.
  • حاتمي- حميد رضا- (1377)- بررسي تاثير استرس بر جنبه هاي عاطفي و هيجاني و شخصيت در بيماران رواني شهر تهران- كارشناسي ارشد رشته روانشناسي عمومي.
  • فلسفي- فاطمه- (1375)- ماهنامه پرورشي تربيت.
  • گنجي- حمزه- (1379)- بهداشت رواني- انتشارات ارسباران- چاپ سوم- فصل چار.
  • يزدي- سيروس-(1365)- استرس هاي ناگهاني و پيامدهاي اون.
  • پرسشنامه كودرون.

 

 

 

 

 

[1] -richard hazaros

[2]– holistic

[3]– economic

[4] – miller

[5] – cultural lag

[6] kolmn

[7] -defense- oriented reaction

[8] -self

[9] -inposed

[10] -assigned

[11] -chosen

[12] -devised